العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

40

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

آنان عاجز نيستم و وا ويلا نميگويم . امروز از اين مرگى كه متوجه من شده خوفى ندارم . ولى من نظير شيرى هستم كه از شير بچگان دفاع كند . سپس حمله و قتال شديدى كرد تا شهيد شد . رحمت اللَّه عليه . بعد از يحيى بن سليم قرة بن ابى قرة غفارى براى مبارزه خارج شد و رجزى را خواند كه مطلع آن اين است : 1 - قد علمت حقا بنى غفار * و خندق بعد بنى نزار 1 - يعنى حقا كه بنى غفار و بنى خندف و بنى نزار ميدانند 2 - آنان ميدانند كه من شيرى غيرتمند هستم و گروه فجار و نابكار را حتما خواهم زد . 3 - اينان را با هر شمشيرى كه از فولاد و برنده باشد ميزنم . ضربت دردناكى براى فرزندان خوبان خواهم زد . كه فرزندان پيامبر و بزرگان خوبان ميباشند سپس حمله كرد و بقدرى جهاد نمود تا شهيد شد . رحمت خدا بر او باد . پس از قرة بن - ابى قره مالك بن انس مالكى براى جهاد خروج كرد و رجزى را خواند كه مطلع آن اين است : 1 - قد علمت مالكها و الدودان * و الخندفيون و قيس عيلان 1 - يعنى قبيلهء مالك و دودان و خندف و قيس عيلان ميدانند 2 - كه قبيلهء من در موقع كارزار آفت همانندان و بزرگ سواران ميباشند 3 - قبيلهء من بوسيلهء نيزهء تيز مباشر و متصدى مرگ هستند . ما اين طور نيستيم كه در مقابل نيزه‌ها عاجز باشيم 4 - آل على تابع خدا و آل زياد تابع شيطانند . سپس حمله و جهاد كرد تا شهيد شد . رحمت خدا بر او باد . ابن نما ميگويد : نام اين شهيد انس بن حارث كاهلى بود . در كتاب مناقب مينگارد : بعد از مالك عمرو بن مطاع جعفى براى مبارزه قيام كرد و رجزى را ميخواند كه مطلع آن اين است : 1 - انا بن جعف و ابى مطاع * و في يمينى مرهف قطاع 1 - يعنى من از قبيلهء جعف هستم و پدرم مطاع است . در دست راست من شمشير قاطعى 2 - و نيزه‌اى است كه سر آن ميدرخشد و از نور آن شعاعى ديده