العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
41
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
مىشود 3 - امروز براى ما نيكو است كه براى امام حسين زد و خورد نمائيم 4 - اين جهاد باعث رستگارى ما و دفاع از دوزخ است در آن روزى كه نفع و فائدهاى براى كسى نخواهد بود . سپس حمله كرد تا شهيد گرديد رحمت خدا بر او باد . پس از عمرو بن مطاع حجاج بن مسروق كه مؤذن امام حسين بود خروج كرد و اين رجزى را خواند كه اول آن اين است : 1 - اقدم حسين هاديا مهديا * اليوم نلقى جدك النبيا 1 - يعنى اى حسين در حالى كه هادى و مهدى هستى اقدام كن . امروز جد تو را كه پيامبر است ملاقات خواهيم كرد 2 - سپس پدرت على را كه صاحب بذل و بخشش است و همان شخصى است كه ما او را وصى شناختهايم ديدار مينمائيم 3 - و امام حسن را كه نيكو و پسنديده و ولى است با جعفر طيار كه جوانمردى شجاع بود و حضرت حمزه كه شير خدا و از شهدائى محسوب مىشود كه زندهاند ملاقات ميكنيم . سپس حمله و كارزار كرد تا شهيد گرديد - رحمت خدا بر او باد ! بعد از حجاج زهير بن قين براى كارزار قيام نمود و رجزى را خواند كه مطلع آن اين است : 1 - انا زهير و انا بن القين * اذ ودكم بالسيف عن حسين 1 - يعنى من زهيرم كه پر قين ميباشم و شما را بوسيلهء شمشير از امام حسين دور ميكنم 2 - حقا كه حسين يكى از دو سبط امت و از عترت نيكو و با تقوا و شايسته است 3 - اين رسول خدا است بدون دروغ . من شما را با شمشير ميزنم و هيچ عيبى نمىبينم . اى كاش جان من دو قسمت شده بود . محمّد بن ابو طالب ميگويد : زهير قتال كرد تا تعداد يك صد و بيست نفر از دشمنان را كشت . سپس كثير بن عبد اللَّه شعبى و مهاجر بن اوس تميمى بر او حمله كردند و شهيدش نمودند . امام حسين فرمود : زهير از پاى در آمد ! زهير از رحمت خدا دور مباد ! خدا قاتل تو را لعنت كند . خدا آن افرادى را كه به صورت بوزينه و خوك در آمد لعنت كند . بعد از زهير سعيد بن عبد اللَّه حنفى براى كار زار خروج كرد و رجزى را خواند