العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

381

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

به خدا قسم اگر بعد از اين بگوشم برسد كه اين موضوع را افشاء كنى گردن تو و گردن اين كسى را كه بر من گواه گرفته‌اى خواهم زد . ابو بكر گفت : آن موقع خداى توانا تو را از من و اين شخص ممنوع خواهد كرد . زيرا من براى رضاى خدا اين مكالمه را با تو كردم . موسى در غضب شد و به او گفت : اى ماص « 1 » تو اين جرات را دارى كه جواب مرا رد ميكنى . سپس به وى ناسزا گفت . ابو بكر به او گفت : ساكت باش ، خدا تو را رسوا و زبانت را قطع كند ! موسى همانطور كه بر فراز تخت بود خشمناك شد و گفت : اين مرد را بگيريد ! او را با من از بالاى تخت گرفتند و به زير انداختند به خدا قسم بقدرى ما را كشاندند و زدند كه من گمان نمكيردم : ما بتوانيم توليد مثل نمائيم ! شديدترين بلائى كه بسر من آمد اين بود كه سرم روى سنگها كشيده ميشد و بعضى از غلامان عيسى مىآمدند و موهاى ريش مرا مىكندند . موسى ميگفت : اينان را بقتل برسانيد ! ايشان دو فرزند چنين و چنانند ولى كنايه از زناكارى نبود . ابو بكر به او ميگفت : بس كن ، خدا زبان تو را قطع نمايد و از تو انتقام بگيرد . سپس ابو بكر گفت : بار خدايا ! منظور ما از اين جريان تو بودى . ما براى فرزند پيامبر تو خشمناك شديم . ما به تو توكل كرده‌ايم . سپس ما را بسوى زندان بردند . چند لحظه‌اى بيش در زندان نبوديم كه ابو بكر متوجه من شد ، وقتى ديد : لباسهايم پاره و خون بدنم جارى شده است گفت : اى حمانى ما براى رضاى خدا به حق قضاوت كرديم و در اين روز اجرى بدست آورديم . اين اجر نزد خدا و رسول ضايع نخواهد شد . بقدرى كه موسى بن عيسى غذا خورد و خوابيد ما زندانى بوديم . بعدا مأمور موسى آمد ما را از زندان خارج كرد و بسوى موسى برد . وقتى الاغ ابو بكر را خواستيم يافت نشد .

--> ( 1 ) في القاموس : يا ماص بظر أمه : شتم . و في معجم متن اللغة : البظر : الفلقة التى تقطع في الختان من الجارية : ما بين إسكتي المرأة مترجم .