العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

380

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

مختصرى نفقهء راه همراه من بود . من به آنان گفتم : واى بر شما ! من ابو بكر بن - عياش هستم . من براى وصول طلب خود خارج شده‌ام ، از خدا بترسيد و مانع وصول دين و تصرف در نفقهء سفر من نشويد ، زيرا من زياد مهماندار و مهمان‌نواز هستم . ناگاه شنيدم يكى از آنان گفت : بخداى كعبه قسم كه اين شخص مولاى من است ، متعرض او نشويد . سپس به يكى از جوانان خود گفت : تو با اين شخص برو ، او را براهى كه ايمن باشد برسان . ابو بكر بن عياش ميگويد : من يادآور آن خوابى شدم كه ديده بودم و از تعبير و تأويل آن خوكها دچار تعجب ميشدم تا اينكه وارد نينوا شدم بخدائى كه غير او خدائى نيست همان شخص را در بيدارى با همان شكل و قيافه‌اى ديدم كه در خواب ديده بودم ، وقتى او را ديدم به ياد خوابم كه ديده بودم آمدم ، با خويشتن گفتم : لا إله الا اللَّه ! ! اين موضوع غير از وحى چيزى نبود سپس همان پرسشهائى را از او كردم كه در عالم خواب كرده بودم و او همان جوابها را به من داد ، بعدا به من گفت : با ما بيا ، من با او رفتم تا به همان موضعى كه در خواب ديده بودم رسيدم ، ديدم آن مكان را شخم زده‌اند ، آن منظره‌اى كه در خواب ديده بودم با منظره‌اى كه در بيدارى ديده بودم فرقى نداشت ، فقط دربان و حائر را نديدم . اى مرد ! از خدا بترس ! ! من قسم خورده‌ام كه اين خواب را منتشر نمايم و زيارت آن موضع را ترك و از بزرگداشت آن كوتاهى نكنم . زيرا مكانى كه حضرت ابراهيم و حضرت محمّد و جبرئيل و ميكائيل آن را تا سحر جايگاه خويشتن قرار دهند سزاوار است كه انسان در زيارت آن رغبت پيدا كند . زيرا ابو حصين ( بضم حاء ) از قول پيغمبر اعظم اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم براى من گفت : كه آن حضرت فرمود : كسى كه مرا در خواب ببيند خودم را ديده است . زيرا شيطان نميتواند شبيه به من شود . موسى بن عيسى كه شخصى لا مذهب بود گفت : من كاملا بسخن تو گوش دادم و جوابت را نگفتم تا اين حماقت تو را كه ظاهر شد بنحو كاملى درك نمايم .