العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
369
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
وى را بر حمار مصرى سوار ميكردند و پيادگان او را از طرف راست و چپ مواظب بودند . يزيد بن انس نزد بزرگان سپاه توقف ميكرد و آنان را بجنگ وادار مينمود . مژدهء آيندهء نيكى به ايشان ميداد . بعدا به آنان گفت : اگر من مردم امير شما : ورقاء بن عازب اسدى و اگر او نيز هلاك شد امير شما : عبد اللَّه ضمرهء عذرى و چنانچه وى هم هلاك گرديد امير شما : سعر بن ابى سعر حنفى خواهد بود . جنگ آنان در روز هشتم ماه ذى حجهء سال - 66 - قمرى قبل از طلوع آفتاب واقع شد . هنوز روز بلند نشده بود كه لشكر عراق لشكر ابن زياد را شكست دادند و آنان را از جايگاه قتال اخراج و پراكنده نمودند . تعداد سيصد نفر اسير از ايشان نزد يزيد بن انس كه مشرف بر موت بود آوردند . يزيد اشاره كرد تا گردن آنان را زدند . سپس يزيد بن انس از دنيا رفت و ورقاء بن عازب اسدى بر جنازهء او نماز خواند و جنازهاش را به خاك سپرد . لشكر عراق از موت يزيد بن انس عزادار شد و ورقاء به آنان تسليت گفت . سپس بلشگر عراق گفت : لشكر ابن زياد بقدرى زيادند كه شما طاقت قتال با آنان را نداريد . ايشان گفتند : صلاح اين است كه ما شبانه باز گرديم . محمّد بن جرير طبرى در تاريخ خود ميگويد : تعداد لشكر ابن زياد ( 000 ، 80 ) نفر از اهل شام بود . هنگامى كه مردم سخنانى در بارهء يزيد بن انس گفتند و آن سخنان به گوش مختار و اهل كوفه رسيد گمان كردند : يزيد مقتول شده ، ولى نميدانستند چگونه هلاك گرديده است . مختار شرح اين قضيه را از عامل خود كه در مدائن بود خواست . وى خبر داد : يزيد بن انس به اجل خدائى مرده است و لشكر مختار بدين لحاظ مراجعت نمودهاند ، نه اينكه شكست خورده باشند . قلب مختار آرام گرفت و مردم را دعوت نمود . مرزبانى مينگارد : مختار ابراهيم بن اشتر را بسوى ابن زياد اعزام كرد .