العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
33
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
مسلم بن عوسجه بود . هنگامى كه عمرو بن حجاج بازگشت و گرد و غبار بر طرف شد ديدند مسلم بن عوسجه از پا در آمده است ! محمّد بن ابى طالب ميگويد : مسلم بن عوسجه در حالى روى زمين سقوط كرد كه رمقى داشت . امام حسين با حبيب بن مظاهر بسوى مسلم بن عوسجه شتافتند . امام حسين پس از اينكه به مسلم بن عوسجه فرمود : خدا تو را رحمت كند اين آيه را تلاوت كرد : فَمِنْهُم مَن قَضى نَحْبَه وَ مِنْهُم مَن يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا يعنى بعضى از ايشان انجام وظيفه كرد و برخى هم در انتظار انجام وظيفهاند ، آنان تصميم خود را عوض و بدل نكردند . سپس حبيب نزديك مسلم بن عوسجه آمد و به او گفت : اى مسلم از پا افتادن تو بر من ناگوار است . بشارت باد تو را به بهشت . مسلم با صداى ضعيفى گفت : خدا به تو مژدهء خير دهد . حبيب گفت : اگر نه چنين بود كه من هم بدنبال تو خواهم آمد دوست داشتم تو هر وصيتى كه دارى بكنى . مسلم گفت : فانى اوصيك بهذا . يعنى من در بارهء اين شخص يعنى امام حسين عليه السلام به تو توصيه ميكنم . در ركاب اين حسين مقاتله كن تا شهيد شوى . حبيب گفت : من چشم تو را بوسيلهء يارى نمودن حسين روشن خواهم كرد . پس از اين گفتگوها مسلم بن عوسجه شهيد شد ، رحمت خدا بر او باد . راوى ميگويد : كنيزك مسلم بن عوسجه فرياد زد : يا سيداه يا ابن عوسجتاه ! ناگاه ياران ابن سعد در حالى كه مژده به يكديگر ميدادند گفتند : ما مسلم بن - عوسجه را كشتيم . شبث بن ربعى به افرادى كه در اطرافش بودند گفت : مادرانتان در عزاى شما گريان شوند ، آيا نه چنين است كه خويشتن را بدست خود ميكشيد و عزيزان خود را ذليل مينمائيد . آيا براى كشتن مسلم بن عوسجه خوشحال ميشويد