العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

34

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

به حق آن خدائى كه من تسليم او هستم مسلم بن عوسجه در ميان مسلمانان مقام شريفى داشت . من خودم در جنگ آذربايجان ديدم اين مسلم قبل از اينكه اسب‌هاى مسلمين به يك ديگر برسند شش نفر از مشركين را بقتل رسانيد . پس از اين جريان بود كه شمر بن ذى الجوشن به ميسرهء لشكر امام عليه السلام حمله كرد . ياران آن حضرت در مقابل شمر استقامت كردند و بشدت با دشمن شروع به كار زار نمودند . لشكر امام حسين كه بيشتر از - 32 - نفر سوار نبودند به هيچ طرفى از لشكر كوفه حمله نميكردند مگر اينكه آنان را شكست ميدادند . عمر بن سعد حصين بن نمير ( بضم حاء و نون و فتح صاد و ميم ) را خواست و او را با تعداد پانصد سوار از تير اندازان به طرف خيمه‌هاى حسين عليه السلام روانه كرد . آنان آمدند تا به امام حسين و اصحابش نزديك شدند و آن بزرگواران را تير باران كردند و اسب‌هاى ايشان را پى نمودند و همچنان مشغول قتال بودند تا روز نصفه شد و آتش جنگ شعله‌ور گرديد . لشكر ابن سعد براى اينكه خيمه‌هاى امام حسين عليه السلام متصل به يك ديگر بودند جز از يك طرف نمىتوانستند برايشان دست يابند . عمر بن سعد مردانى را فرستاد تا خيمه‌هاى امام حسين را از طرف چپ و راست بكنند و به آنها احاطه پيدا كنند ! ولى ياران آن حضرت سه نفرى و چهار نفرى در ميان خيمه‌ها ميگشتند و بر آن مردى كه متعرض و مزاحم بود حمله ميكردند و او را پس از اينكه تير باران مينمودند بقتل ميرسانيدند . عمر بن سعد لعنة اللَّه دستور داد تا خيمه‌هاى آن حضرت را آتش زدند . امام حسين فرمود : بگذاريد تا خيمه‌ها را بسوزانند ، زيرا وقتى آتش روشن شود آنان نمىتوانند بسوى شما بيايند و همانطور شد كه آن حضرت فرموده بود . گفته شده : شبث بن ربعى نزد ابن سعد آمد و به او گفت : مادرت در عزايت گريان شود ! ما زنان را دچار جزع و فزع كرديم . عمر از اين جنايت خجل شد و دستور داد تا از يكطرف با آنان كارزار نمايند . ياران زهير بن قين حمله كردند و ابو عذرهء ضبابى را كه از ياران شمر بود