العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

24

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

زمين حجاز ) بود شما را مىزنم و اين زدن من ظلم و ستم نيست . روايت شده : هنگامى كه حر به امام حسين پيوست مردى از تميم كه به او يزيد بن سفيان گفته ميشد گفت : كاش من به حر ملحق ميشدم و با اين نيزه او را تعقيب مينمودم . در آن هنگامى كه حر مشغول جهاد بود و گوش و ابروهاى اسب او بطورى مورد ضربه قرار گرفته بود كه خون از آنها نظير سيل روان بود . حصين ( بضم حاء و فتح صاد ) به او گفت : اى يزيد ! اين همان حر است كه آرزو داشتى او را مورد حمله قرار دهى . گفت : آرى ، سپس متوجه حر شد . چندان مكثى نكرد كه حر او را كشت . وى همچنان كارزار ميكرد تا اينكه اسبش را پى كردند . او در حالى كه پياده بود ميگفت : 1 - انى انا الحر و نجل الحر * اشجع من ذى لبد هزبر 2 - و لست بالجبان عند الكر * لكننى الوقاف عند الفر 1 - يعنى من همان حر هستم كه زادهء آزاد مرد ميباشم و از شير ژيان شجاع‌تر هستم 2 - در موقع حمله كردن بيمناك نيستم . ولى در موقع فرار نمودن ثابت و برقرار خواهم بود . او همچنان مىجنگيد تا شهيد شد ، خدايش رحمت كند . ياران امام حسين عليه السلام بدن حر را در حالى پيش آن حضرت بردند كه رمقى در بدن داشت . امام حسين عليه السلام دست مبارك خود را به صورت حر ميكشيد و ميفرمود : آزاد مرد هستى ، همانطور كه مادرت اين نام را براى تو نهاد : انت الحر في الدنيا ، و انت الحر في الآخرة يعنى تو در دنيا آزاد و در آخرت هم آزاد ميباشى . يكى از ياران امام حسين براى حر مرثيه گفت . گفته شد : حضرت على بن الحسين براى حر اين مرثيه را سرود : 1 - لنعم الحر حر بنى الرياح * صبور عند مختلف الرماح