العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

213

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

ميان يك طشت و در زير تخت يزيد مينهادند . بعدا بساط شطرنج را مىچيدند . يزيد مىنشست و شطرنج بازى ميكرد . نام حسين و پدر و جد او را بميان مياورد و نام آنان را مسخره ميكرد . وقتى با رفيق خود قمار ميكرد سه مرتبه فقاع يعنى آب جو مىآشاميد و اضافهء آن را جنب طشت روى زمين ميريخت . پس كسى كه خود را از شيعيان ما بداند بايد از آشاميدن فقاع و شطرنج بازى بر حذر باشد . كسى كه نظرش به فقاع و شطرنج بيفتد بايد امام حسين را ياد كند . يزيد و آل زياد را لعنت نمايد . خداى مهربان براى اين عمل گناهان او را مىآمرزد و لو اينكه بشمارهء ستارگان باشد . 24 - نيز در همان كتاب از هروى روايت مىكند كه گفت : از حضرت رضا عليه السلام شنيدم ميفرمود : اول كسى كه در اسلام آبجو در شام آشاميد يزيد بن معاويهء ملعون بود . آبجو را وقتى نزد يزيد آوردند كه بر سر سفره بود . آن بساط را نزد سر مقدس امام حسين نصب كرده بود . يزيد آبجو مىآشاميد و به اصحاب خود نيز ميداد و ميگفت : بياشاميد . زيرا كه اين شرابى است مبارك . از جمله بركات آن اين است كه ما اولين كسى هستيم كه آن را تناول ميكنيم و سر دشمن ما مقابل ما قرار دارد . بساط ميگسارى ما نزد سر او نصب شده است . ما با خيال راحت و دل آرام شراب ميخوريم . پس كسى كه خويشتن را از شيعيان ما بداند بايد از آشاميدن آبجو بر حذر باشد . زيرا آبجو شراب دشمنان ما مىباشد ! 25 - در كتاب : بصائر الدرجات از محمّد حلبى روايت مىكند كه گفت : از امام جعفر صادق عليه السلام شنيدم ميفرمود : موقعى كه حضرت على بن الحسين و آن افرادى را كه با آن حضرت بودند نزد يزيد بن معاويه عليهما لعائن اللَّه آوردند و آن حضرت را در يك خانه‌اى جاى دادند كه ( سقف آن در شرف خراب شدن بود ) بعضى از اسيران گفتند : ما را در اين خانه جاى دادند كه سقف آن بر سر ما خراب شود و ما را بقتل برساند .