العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
204
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
سوم همين بخش ترجمه شد ) . 10 - در كتاب : امالى شيخ از جد حكم ( بفتح حاء و كاف ) ابن محمّد نقل مىكند كه گفت : موقعى كه سر مقدس امام حسين عليه السلام را حاضر كردند ابن زياد آمد و با چوب دستى بدندانهاى ثناياى آن امام مظلوم ميزد و ميگفت : حقا كه دندانهاى نيكوئى داشته است ! زيد بن ارقم به ابن زياد گفت : ارفع قضيبك ، فطال ما رئيت رسول اللَّه يلثم موضعه يعنى چوب خود را بردار ! زيرا مدت طولانى بود كه من ميديدم پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله اين موضع چوب تو را ( يعنى لب و دندانهاى امام حسين را ) مىمكيد . ابن زياد به او گفت : تو پير مردى خرفشدهاى . زيد در حالى برخاست كه لباسهاى خود را ميكشيد . سپس وقتى اسيران را بر ابن زياد عرضه كردند او دستور داد تا گردن حضرت امام زين العابدين را بزنند زين العابدين به وى فرمود : اگر بين تو و اين زنان اسير خويشاوندى برقرار است يك شخصى را مأمور كن تا ايشان را به وطن برساند . ابن زياد گفت : خود تو اينان را به وطن خواهى رسانيد . گويا : ابن زياد خجل شد و خدا بدين وسيله امام سجاد را از قتل نجات داد . راوى ميگويد : من هرگز منظرهاى دلخراشتر از اين نديدم كه سر مبارك امام حسين مقابل ابن زياد بود و او بر آن سر مقدس چوب ميزد ! 11 - نيز در همان كتاب از ابو اسحاق سبيعى نقل مىكند كه گفت : زيد بن - ارقم آن روز از نزد ابن زياد خارج شد و گفت : به خدا قسم از پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله شنيدم ميفرمود : بار خدايا ! من اين حسين را با مؤمنين نيكوكار به تو مىسپارم . پس اين چگونه عملى است كه شما با امانت پيامبر خدا انجام ميدهيد ! ؟ 12 - در تفسير : على بن ابراهيم ( در ذيل آيهء - 6 - سورهء حج كه ميفرمايد : ) ذلِك وَ مَن عاقَب بِمِثْل ما عُوقِب بِه ثُم بُغِيَ عَلَيْه لَيَنْصُرَنَّه اللَّه ميگويد : منظور از اين آيه حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است كه قريش او را از مكه خارج كردند و آن حضرت از آنان