العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
203
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
چنان كه در ذيل روايت يكم نوشتيم ) 4 - مؤلف گويد : ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ( موضوعى را در بارهء اين شعر كه يزيد گفت ليت اشياخى ببدر شهدوا شرح داده كه ترجمهء آن لزومى ندارد ) 5 - در كتاب : احتجاج از شيخ صدوق ( عين آن روايتى را نقل مىكند كه در ضمن روايت يكم همين بخش از سيد بن طاوس و غيره نقل شده . بنا بر اين ترجمة آن تحصيل حاصل است ) 6 - نيز در همان كتاب : مينگارد : هنگامى كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام با فرزندان اسير امام حسين نزد يزيد بن معاويه وارد شدند يزيد به امام سجاد گفت : سپاس مخصوص آن خدائى است كه پدرت را كشت . حضرت سجاد فرمود : مردم پدر مرا كشتند . يزيد گفت : حمد مخصوص آن خدائى كه پدرت را كشت و مرا از دست او نجات داد . امام سجاد فرمود : لعنت خدا بر آن كسى باد كه پدرم را كشت . يزيد به امام سجاد گفت : بر فراز منبر برو ، مردم را از جريان اين فتنه و اين پيروزى كه خدا نصيب امير المؤمنين يزيد كرد آگاه كن . امام سجاد فرمود : من نميدانم منظور تو چيست . وقتى آن حضرت بر فراز منبر رفت پس از حمد و ثناى پروردگار و درود بر پيغمبر خدا فرمود : ايها الناس ! هر كه مرا ميشناسد چه بهتر . هر كه مرا نمىشناسد من خويشتن را معرفى مينمايم : من فرزند مكه و منى ، پسر مروه و صفا ، پسر محمّد مصطفى هستم ، من فرزند آن كسى كه مخفى نيست ميباشم ، من پسر آن شخصيتى هستم كه بمقام عالى رسيد و از سدرة المنتهى گذشت و نزد پروردگار خود به : قاب قَوْسَيْن أَوْ أَدْنى رسيد . ( الى آخره چنان كه در روايت يكم همين بخش ترجمه شد ) . 7 - 8 - در كتاب : احتجاج و كتاب : مجالس مفيد و كتاب : امالى شيخ ( همان روايتى را نقل ميكنند كه در اول همين بخش از سيد بن طاوس نقل و ترجمه شد ) . 9 - در كتاب : احتجاج ( همان موضوعى را نقل مىكند كه در ضمن روايت