العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

180

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

جروا . نعمان بن بشير به يزيد گفت : ببين پيغمبر خدا با ايشان چه عملى انجام ميداد ، تو نيز همان عمل را با آنان انجام بده . شيخ مفيد مينگارد : يزيد متوجه امام زين العابدين عليه السلام شد و گفت : اى پسر حسين ! چون پدرت با من قطع رحم كرد و حق مرا مراعات نكرد ، با من در بارهء مقام سلطنت منازعه نمود ، لذا خدا اين عملى را با تو انجام داد كه ديدى . حضرت سجاد فرمود : ( خدا در قرآن ، سورهء حديد ، آيهء - 22 ميفرمايد : ) هيچ مصيبتى در زمين و جان شما وارد نخواهد شد مگر اينكه در لوح محفوظ است ، قبل از اينكه ما آن را بيافرينيم ، اين موضوع براى خدا سهل و آسان است . يزيد به پسر خود كه خالد نام داشت گفت : جواب زين العابدين را بگو اما خالد نتوانست جوابى بگويد . يزيد به خالد گفت : در جوابش بگو : آن مصيبتى كه دچار شما شد نتيجه رفتار شما است و خدا از بيشتر گناهان عفو مىكند . در كتاب : مناقب مينگارد : حضرت سجاد پس از اين جريان فرمود : اى پسر معاويه و هند و صخر ! مقام نبوت و امارت قبل از اينكه تو متولد شوى دائما از پدران و اجداد من بوده است . پرچم پيغمبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله در جنگ بدر و احد و احزاب در دست جدم حضرت على بن ابى طالب عليه السلام بود ، ولى پرچم كفار بدست پدر و جد تو بود . سپس امام سجاد اين اشعار را خواند : 1 - چه خواهيد گفت : آن هنگامى كه پيامبر خدا بشما بگويد : چه عملى انجام داديد در صورتى كه شما آخرين امت بوديد . 2 - با عترت و اهل بيت من بعد از اينكه مرا از دست داديد . بعضى از آنان اسير و بعضى غرقه به خون شدند . بعدا حضرت سجاد به يزيد فرمود : واى بر تو ! اگر تو ميدانستى چه كار خطرناكى انجام داده‌اى و چه جنايتى نسبت به پدر و اهل بيت و برادر و عموهاى من مرتكب‌شده‌اى به طرف كوه‌ها فرار ميكردى ، خاكستر را فرش خود قرار