العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
179
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
باش : العجب كل العجب كه حزب شيطان و آزادشدگان حزب خدا را كه نجيب بودند كشتند ! ! اين دستها است كه پر از خون ما و اين دهانها است كه از گوشت ما تغذى مينمايند ! آن جثههاى پاكيزه است كه گرگهاى بيابانى آنها را بنوبت زيارت ميكنند و بچههاى كفتارها آنها را به خاك ميمالند . گرچه تو ما را از راه ظلم به غنيمت گرفتى ولى طولى نميكشد در آن موقعى كه جز آنچه را پيش پيش فرستاده باشى نخواهى يافت ضامن غرامت ما خواهى بود . و پروردگار تو در حق بندگانش ظلم نخواهد كرد . ما به خدا شكايت ميكنيم و به او اعتماد مينمائيم . پس تو مكر و حيلهء خود را به كار ببر ، سعى و كوشش خود را انجام بده ، جد و جهد خويشتن را بپايان برسان . به خدا قسم كه تو ذكر و شخصيت ما را محو نخواهى كرد . وحى ما را نابود و از بين نخواهى برد . تو بفرجام او نخواهى رسيد . تو از اين ننگ و عار تبرئه نخواهى شد . رأى تو ضعيف و روزگار حكمفرمائى تو قليل و جمعيت تو پراكنده است . در آن روزى كه منادى ندا مىكند و ميگويد : آگاه باشيد كه لعنت خدا بر ستمكاران باد . حمد و سپاس مخصوص آن خدائى است كه سعادت را نصيب افراد اول ما و شهادت و رحمت را نصيب آخرين افراد ما نمود . ما از خداى مهربان مسألت مينمائيم كه ثواب فراوان و كاملى به آنان عطا و خلافت ما را نيكو فرمايد . زيرا خدا مهربان و دوستدار ما است . خداست كه براى ما كافى و بهترين وكيل مىباشد يزيد پس از اين سخنان گفت : يا صيحة تحمد من صوائح * ما اهون الموت على النوائح يعنى ناله و زارى از زنان نالهدار پسنديده مىباشد . مرگ چقدر بر زنان نوحهكننده سهل و آسان است . سيد بن طاوس مينويسد : يزيد با اهل شام راجع به اينكه با اسيران آل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم چه عملى انجام دهد مشورت كرد . آنان گفتند : لا تتخذ من كلب سوء