العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

163

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

اشعارى را ميخواند كه مطلع آنها اين است : 1 - يا من يقول بفضل آل محمد * بلغ رسالتنا به غير توالى 1 - يعنى اى كسى كه بفضيلت و برترى آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله قائل هستى ! پيغام ما را بدون سستى ببر و بگو : 2 - اشرار بنى اميه سيدى را كشتند كه بهترين مردم و بزرگوار و داراى شأن بزرگى بود . 3 - كسى را كشتند كه در آسمان و زمين فرزند شخصى با فضيلت بود . سبط آن پيامبرى بود كه نابودكنندهء بت بود . 4 - مشرق و مغرب بعد از آنكه مردم به هر زبانى براى امام حسين گريه كردند گريان شدند . سيد بن طاوس مينگارد : موقعى كه نامهء ابن زياد به يزيد رسيد و يزيد از آن آگاه شد براى ابن زياد نوشت : سر مبارك امام حسين را با سر يارانش و اموال و زنان و عيال آن حضرت را براى يزيد بفرستد . بابن زياد مخفر بن ثعلبهء عائذى را خواست و سرها و زنان امام حسين را به وى تسليم نمود . وى ايشان را به نحوى بسوى شام حركت داد كه اسيران كفار را حركت دهند و صورت آنان را اهل اقطار بنگرند . شيخ مفيد مينويسد : ابن زياد سر مقدس امام حسين عليه السلام و سر يارانش را به زحر بن قيس داد و او را بسوى يزيد بن معاويه اعزام كرد . ابو بردة بن عوف ازدى و طارق بن ابو ظبيان را با گروهى از اهل كوفه با او به طرف دمشق روانه كرد . صاحب كتاب : مناقب از ابن ابى قبيل نقل مىكند كه گفت : هنگامى كه حسين بن على عليه السلام شهيد شد و سر مقدسش براى يزيد فرستاده شد . حاملين آن سر مبارك در اولين مرتبه پياده شدند و شروع به ميگسارى كردند . در اطراف آن سر جمع شدند و اظهار خوشحالى نمودند . ناگاه دستى از ديوار ظاهر گرديد