العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

161

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

حضرت را يارى كردند . وقتى ام لقمان دختر عقيل بن ابى طالب خبر شهيد شدن امام حسين را شنيد در حالى كه سر و صورتش باز بود با خواهران خود : ام هانى و اسماء و رمله و زينب دختران عقيل خارج شدند و بر شهيدان كربلا گريه كردند . ام لقمان ميگفت : 1 - ما ذا تقولون اذ قال النبى لكم * ما ذا فعلتم و انتم آخر الامم 2 - بعترتى و باهلى بعد مفتقدى * منهم اسارى و قتلى ضرجوا بدم 3 - ما كان هذا جزائى اذ نصحت لكم * ان تخلفونى بسوء في ذوى رحم 1 - يعنى چه خواهيد گفت : آن موقعى كه پيغمبر خدا بشما بگويد : شما كه آخرين امت بوديد چه عملى انجام داديد ؟ 2 - با عترت و اهل بيت من بعد از اينكه مرا از دست داديد . بعضى از آنان اسير و بعضى از ايشان شهيد و غرقه به خون شدند . 3 - اين جزاى آن نصيحت‌هائى نبود كه براى شما كردم ، جا نداشت كه بعد از من با اهل بيت من بد رفتارى نمائيد . وقتى شب آن روزى كه عمرو بن سعيد در مدينه راجع بكشته شدن امام حسين سخنرانى كرد فرا رسيد نيمه شب مردم صداى گوينده‌اى را كه خود او را نميديدند شنيدند ميگفت : 1 - ايها القاتلون جهلا حسينا * ابشروا بالعذاب و التنكيل 2 - كل اهل السماء يدعو عليكم * من نبى و مرسل و قبيل 3 - قد لعنتم على لسان داود * و موسى و صاحب الانجيل 1 - يعنى اى كشندگانى كه حسين را از روى جهالت كشتيد . مژده باد شما را به عذاب و شكنجه . 2 - كليهء اهل آسمان بر عليه شما دعا ميكنند ، از قبيل : نبى و پيامبر مرسل و ديگران 3 - حقا كه شما به زبان حضرت داود و موسى و صاحب انجيل عليه السلام مورد لعن قرار گرفتيد .