العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
160
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
سخنرانىهائى كه شد ، چه موعظههائى كه ما كرديم ، چه سخنان حكمت آميزى كه گفتيم و اثرى نداشت . به خدا قسم من دوست داشتم : سر حسين در بدنش و روحش در جسدش باشد مدتها بود كه حسين بما فحش ميگفت و ما مدح او را ميگفتيم . او قطع رحم ولى ما صلهء رحم ميكرديم ، ما نظير عادت خود و او نظير عادت خود رفتار خواهيم كرد . كاش اين پيش آمد براى حسين نميكرد . ولى ما چه كنيم با كسى كه براى كشتن ما شمشير ميكشيد و ما از خود دفاع ميكرديم . عبد اللَّه بن سائب برخاست و گفت : اگر فاطمهء زهراء زنده بود و سر حسين عليه السلام را ميديد گريه ميكرد . عمرو بن سعيد بر پيشانى او زد و گفت : ما از تو بفاطمه سزاوارتريم پدر فاطمه عموى ما و شوهرش برادر ما و پسرش پسر ما مىباشد . اگر فاطمه زنده بود چشمش گريان و جگرش داغدار ميشد . ولى كسى را كه حسين او را كشت و از خود دفاع نمود ملامت نميكرد . شيخ مفيد مينويسد : يكى از غلامان عبد اللَّه بن جعفر بن ابى طالب نزد عبد اللَّه آمد و خبر مرگ دو پسر او را به وى داد . عبد اللَّه گفت : إِنَّا لِلَّه وَ إِنَّا إِلَيْه راجِعُون ابو السلال غلام عبد اللَّه گفت : اين مصيبت از طرف حسين بن على دچار ما شد عبد اللَّه او را با نعلين زد و از خود دور كرد و گفت : اى پسر زن لخناء ! ( يكنوع فحشى بوده ) آيا جا دارد تو در بارهء امام حسين اين طور بگوئى ! ؟ به خدا قسم اگر من با حسين بودم دوست داشتم از آن حضرت مفارقت نميكردم تا با او كشته شوم به خدا قسم چيزى كه از طرف پسرانم مرا خوشحال مىكند و دلدارى ميدهد اين است كه ايشان در ركاب برادر و پسر عمويم حسين شهيد شدند . از خود گذشتند و حسين را يارى كردند و صبر نمودند . سپس متوجه اهل مجلس خود شد و گفت : خداى را شكر كه مصيبت حسين را بر من ناگوار كرد . اگر من خودم امام حسين را يارى نكردم فرزندانم آن