العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

14

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

شتر خود را خوابانيد و به عقبة بن سمعان فرمود : او را عقال نمود و آن گروه تبه‌كار به آن بزرگوار هجوم كردند ! در كتاب : مناقب مينگارد : هنگامى كه ابن سعد اصحاب خود را براى كارزار با امام حسين آماده و هر كدام را بجاى خود مرتب و منظم كرد و پرچم‌ها را در موضع خود جاى گزين نمود و گروه ميمنه و ميسرهء لشكر را برقرار كرد به افرادى كه در قلب لشكر بودند گفت : شما در جاى خود ثابت باشيد . سپس آن مردم از خدا بىخبر از هر طرفى امام حسين را احاطه كردند و نظير حلقه در اطراف آن حضرت گرد آمدند . امام حسين عليه السلام خارج شد و نزد آن گروه خونخوار آمد و از آنان خواست تا ساكت شوند ، ولى ايشان ساكت نشدند كار به جائى رسيد كه امام به آنان فرمود : واى بر شما ! چه مانعى دارد كه ساكت شويد و سخن مرا گوش كنيد ؟ جز اين نيست كه من شما را به راه هدايت دعوت ميكنم ، كسى كه از من اطاعت كند هدايت مىشود و كسى كه نافرمانى نمايد هلاك و كافر خواهد شد . شما عموما امر مرا اطاعت نمىكنيد ، گوش بسخن من نميدهيد . زيرا شكم‌هاى شما از حرام پر شده و بقلب‌هاى شما مهر ( قساوت ) زده شده است : واى بر شما ! آيا ساكت نمىشويد ! ؟ آيا نمىشنويد ؟ لشكر ابن سعد يك ديگر را ملامت كردند و گفتند بسخن حسين توجه كنيد . سپس امام حسين عليه السلام برخاست ، و فرمود : اى گروه ستمكيشان : هلاك و نابود شويد ، آيا جا دارد : شما در حالى كه متحير و سرگردان بوديد ما را بفريادرسى خود دعوت كنيد و ما مستعد و آماده شويم و اكنون شمشير براى گردنهاى ما بكشيد و آتش فتنه‌اى را كه دشمنان ما و دشمنان شما بر افروختند برخ ما بيفروزيد ؟ شما متحدا دشمن دوستان خود شديد و دستى بر عليه ايشان و بر له دشمنان از آستين در آورديد ، بدون عدالتى كه آنان بين شما رواج دهند و بدون آرزوئى كه بوسيلهء آنان براى شما برآورده شود مگر آن مال