العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

124

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

كردند و اظهار اطاعت و رغبت نمودند و امام حسين ديد آنان بر والى يزيد مسلط هستند و او ضعيف شده است مظنهء قوى پيدا كرد كه رفتن بسوى آنان واجب و لازم است كه براى فعاليت برود . آن حضرت اين حساب را نميكرد كه شايد بعضى از مردم بىوفائى كنند و اهل حق از يارى نمودن او ناتوان گردند و آن امور غريبه اتفاق بيفتد . زيرا هنگامى كه مسلم بن عقيل وارد كوفه شد از اكثر اهل آن بيعت گرفت . موقعى كه ابن زياد وارد كوفه گرديد و با خبر شد كه حضرت مسلم داخل كوفه و وارد خانهء هانى بن عروهء مرادى شده چنان كه در تواريخ مسطور است و نيز شريك بن اعور داخل خانهء هانى گرديده است ابن زياد براى عيادت وى آمد . شريك با مسلم موافقت كرده بود كه هر گاه ابن زياد براى عيادت شريك بيايد حضرت مسلم ابن زياد را بكشد . شريك وسائل كشتن ابن زياد را براى مسلم ممكن و ميسر كرده بود . ولى حضرت مسلم عذر آورد به اينكه كسى را بناگاه كشتن روش جوانمردان نيست . زيرا پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : ان الايمان قيد الفتك يعنى ايمان مانع مىشود از اينكه انسان كسى را بطور ناگهانى بكشد اگر حضرت مسلم ابن زياد را مىكشت و شريك با او موافق ميگرديد قدرت دشمنان حسين باطل و نابود مىشد و امام حسين عليه السلام بدون هيچ گونه دفاعى وارد كوفه ميگرديد و هر كسى براى يارى امام حسين پرده از روى كار بر مىداشت و هر كسى كه قلبا ميخواست حسين را يارى كند به آن حضرت مىپيوست و او را در مقابل دشمنان تقويت مينمود . در آن هنگامى كه ابن زياد هانى را زندانى كرده بود حضرت مسلم با گروهى از اهل كوفه متوجه ابن زياد شد و قصر او را محاصره كرد . ابن زياد درهاى قصر را از خوف به روى مسلم بست بعدا گروهى را در ميان مردم فرستاد تا مردم را بيزيد راغب و در عين حال بترسانند و ايشان را از يارى مسلم بن عقيل بر كنار نمايند ،