العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

125

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

اكثر مردم متقاعد شدند تا اينكه مسلم روز را با گروه قليلى شب كرد و كار آن بزرگوار رسيد به آنجا كه رسيد . منظور ما از ذكر اين جمله اين بود كه اسباب پيروزى بر دشمنان معلوم است ( يعنى بايد يار و ياور باشد تا انسان بتواند بطور عادى بر دشمن غالب شود ) ولى قضيهء امام حسين بر عكس اتفاق افتاد تا اينكه آن همه صبر كرد و با قلت ناصر به حق چه حق دينى و چه حمايتى رجوع كرد . گروهى از ياران آن حضرت اين عمل را انجام دادند تا اينكه در مقابلش شهيد شدند . به نظير اين گونه پيش آمد ميتوان طمع كرد و در موقع ناچارى انتظار آن را برد ( يعنى موقعى كه انسان دچار يك چنين پيش آمدهائى بشود چاره‌اى جز از دست دادن جان ندارد . و نميتوان گفت : انسان در يك چنين مواقع خود را دچار هلاكت نموده است ) . اما توافق دادن بين عمل امام حسين و عملى كه برادرش امام حسن انجام داد : اين توافق واضح و صريح است ، زيرا امام حسن براى اين تسليم شد كه از فتنه و آشوب و ريختن خون اهل بيت جلوگيرى نمايد . از طرفى هم احساس بىوفائى را از ياران خود مىكرد . امام حسين عليه السلام هم وقتى مظنهء قوى پيدا كرد : آن افرادى كه برايش نوشتند و اطمينان دادند ما تو را يارى ميكنيم و آن حضرت ياران حق را قوى و ياران باطل را ضعيف ديد بر خود لازم دانست براى حق قيام و خروج كند ، هنگامى كه آن بزرگوار قضيه را بر عكس ديد و نمونه‌هاى بىوفائى و سوء اتفاق را مشاهده كرد تصميم گرفت از جنگ خوددارى نمايد و تسليم شود همانطور كه برادرش حسن عليه السلام تسليم شد ، ولى ممنوع شدن بين آن بزرگوار و اين منظور حائل قرار گرفت . پس بنا بر اين : حال امام حسن و امام حسين متفق بود . تفاوتى كه بود اين بود كه در موقع ظهور علائم خوف تسليم و خوددارى نمودن را از آن بزرگوار قبول نكردند ، صلح و سازش را از او نپذيرفتند . آنان خواستند خون آن حضرت را