العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
118
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
بستند . وقتى من آن سيب را مىبوئيدم عطش و تشنگى من آرام ميگرفت . هنگامى كه عطش من شديد شد و از آن سيب گاز زدم يقين كردم كه شهيد خواهم شد . حضرت على بن الحسين عليه السلام ميفرمايد : شنيدم پدرم اين موضوع را يك ساعت قبل از شهيدشدنش مىفرمود . وقتى آن حضرت شهيد شد بوى آن سيب از قتلگاهش يافت ميشد . من بدنبال آن سيب رفتم ولى اثرى از آن يافت نشد . بوى آن سيب بعد از امام حسين همچنان باقى بود . وقتى من قبر آن حضرت را زيارت كردم بوى آن از قبر مباركش ميوزيد . هر كسى از زوار شيعيان ما كه بخواهد از بوى آن سيب بهرهمند شود بايد در وقت سحر در صدد زيارت بر آيد ! زيرا اگر با اخلاص باشد از بوى آن برخوردار خواهد شد . 32 - در كتاب : مناقب مينويسد : امام حسين عليه السلام در موقع جهاد اضافه بر اشعار قبلى اشعار ديگرى بر آنها اضافه كرد كه مطلع آنها اين است : فاطم امى الزهراء و ابى * وارث الرسل و مولى الثقلين يعنى فاطمهء زهراء مادر من است . و پدرم وارث پيامبران و مولاى جن و انس است . 33 - كشى در كتاب : رجال از فضيل بن زبير نقل مىكند كه گفت : ميثم تمار در حالى كه بر اسب خود سوار بود در آنجائى كه بنى اسد جلوس كرده بودند به استقبال حبيب بن مظاهر اسدى آمد . آنان با يك ديگر سخن گفتند تا اينكه گردنهاى اسب ايشان محاذى يك ديگر قرار گرفت . سپس حبيب گفت : گويا : شخص بزرگى را مينگرم كه جلو سرش مو ندارد و شكم بزرگى دارد و نزد : دار الرزق خربزه ميفروشد . گويا : مىبينم او را بجرم دوستى اهل بيت پيامبر بدار زدهاند و شكم او را با چوب پاره كردهاند ! ميثم در جواب حبيب گفت : من مردى را مىشناسم كه دو گيسوى بافته دارد . او براى نصرت پسر دختر پيغمبر خود خروج مىكند . وى كشته مىشود و سرش