اسد حيدر ( مترجم : حسن يوسفى اشكورى )

17

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي )

« حال » براى ما ممكن بود و نه « انتخاب آينده » شدنى . به هر حال در ارتباط با شناخت و فهم گذشته و گذشته‌ها ، ماييم و تاريخ ، ماييم و روايات دروغ و راست تاريخ‌نگاران و ماييم و سينهء فراخ اخبار موجود و اسناد دست يافتنى و بجا مانده از تطاول روزگار . بىگمان هيچ تاريخى را نه مىتوان راست كامل و حق مطلق پنداشت ، و نه دروغ و باطل مطلق دانست . اگر پژوهشگرى در حد امكان خود را از غبار پيشداوريها و تعصبهاى نژادى و فرقه‌اى و اعتقادى پير است و با ضوابط متقن ايدئولوژيك و با معيارهاى علمى نقد مجهز شد ، قادر خواهد بود تا حدود زيادى به حقيقت راه پيدا كند و به ميزان توان خود گوهرهاى شب‌چراغ از اعماق درياى مواج و پرخزف تاريخ به دست آورد . در پرتو محكمات ، مىتوان متشابهات و دگرديسيها و ابهامات تاريخ را فهم و درك كرد و به حقيقت نزديك شد . اما اينكه اين محكمات كدام‌اند و چگونه مىتوان به نقد و درك و ابهام‌زدايى تاريخ اسلام پرداخت ، از حوصله اين مقال خارج است و بايد در جاى ديگر به آن پرداخت . آنچه تاكنون گفتيم اين بود كه براى ايستادگى و مقاومت در برابر تهاجم استعمارى غرب و به طور كلى در برابر درخشش و جاذبه تجدد و در مواجهه با تمدن نوين ، بايد به هويت تاريخى و ملى و فرهنگى خود بازگشت كنيم ، و براى اينكه در اين بازگشت به دامن ارتجاع و انحطاط و سنتگرايى جاهلى سقوط نكنيم ، استخراج و نقد و پالايش منابع فرهنگى لازم است ، و در اين استخراج و بازنگرى ، تاريخ مهمترين منبع و بستر تحقيق و نقد و تحليل و حق‌طلبى است . ( البته بايد توجه كرد كه منظور از تاريخ ، فقط شرح وقايع و اخبار و حكايات و حتى بيان حوادث سياسى و زندگينامهء رجال و فرمانروايان نيست ، بلكه منظور از تاريخ ، اسناد و نوشته‌ها و اقوال و آراء محققان و پژوهندگان در تمامى عرصه‌هاى سياست و اجتماع و ملل و نحل است . اصولا ما تاريخ محض نداريم ، آنچه هست تاريخ در عرصه‌هاى مختلف علوم و فنون و عقايد و سياست و ادب و هنر و . . . است . ) يكى از منابع مهم و قابل استفاده‌اى كه براى تمامى محققان