السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

98

سيره معصومان ( فارسي )

اى پسرم ! سفارشم را بپذير و سخنانم را ياد گير . اگر آن را به خاطر سپارى سعادتمند زيست كنى و ستوده بميرى . اى پسرم ! هر كه بدانچه برايش تقسيم شده خشنود باشد بىنياز شود ، و كسى كه چشمش به دست ديگرى باشد تنگدست بميرد و هر كه به قسمت خدا عز و جل خشنود نباشد ، خدا را در قضايش متهم كرده است . كسى كه لغزش خود را كوچك گيرد لغزش ديگرى را بزرگ شمارد و كسى كه لغزش ديگرى را كوچك شمارد لغزش خود را بزرگ داند . اى فرزندم ! هر كه پردهء ديگرى را به درد زشتيهاى اهل خانه‌اش نمايان شود . هر كس شمشير ستم بركشد بدان كشته شود . هر كه براى برادرش چاهى كند خود در آن فرو افتد . هر كس در جرگهء نابخردان قدم نهد خوار شود و هر كه با دانشمندان همنشين باشد بزرگ گردد . كسى كه در راه بد قدم گذارد متهم مىشود . اى فرزندم ! مبادا بر زمامداران خشم گيرى كه بر تو خشم گيرند . مبادا در كارى كه تو را سودى ندارد وارد شوى كه بدين خاطر خوار و زبون گردى . اى فرزندم ! حق را بگو چه به سودت باشد و چه به زيانت . اى فرزندم ! قرآن بخوان و آشكارا سلام ده و به معروف امر كن و از منكر جلوگيرى نما . با كسى كه از تو بريده بپيوند و با كسى كه در برابر تو خاموشى گزيده آغازگر سخن باش و به كسى كه از تو درخواستى كرده پاسخ بده . و از سخن‌چينى بپرهيز كه كينه در قلبها مىكارد مبادا به عيبجويى مردم پردازى كه عيبجو خود به منزلهء آماج است . اى پسرم ! چون طالب جود و بخشش گشتى بر تو باد به معادن آن كه جود را معادنى است و معادن را ريشه‌ها و ريشه‌ها را شاخه‌ها و شاخه‌ها را ميوه‌اى است . ميوه جز به شاخه خوش نيست و شاخه جز به ريشه و ريشهء ثابت جز در معدن خوشبوى و گوارا يافت نشود . اى فرزندم ! چون به ديدارى مىروى نيكوكرداران را زيارت كن نه بدكاران ، كه آنان سنگهايى هستند كه آب از آنها روان نگردد و درختانى هستند كه برگهايشان سبز نشود و زمينهايى هستند كه رستنيهايشان ظاهر نگردد . على بن موسى ( ع ) گفت پدرم تا زمان مرگش اين سفارشها را رها نكرد . سفارش امام صادق ( ع ) به سفيان ثورى اين وصيت در كتاب تحف العقول آمده و صدوق نيز در كتاب خصال آن را به سند خود از سفيان ثورى روايت كرده است . در روايت صدوق آمده است : سفيان گفت : به ديدار صادق بن صادق رفتم و عرض كردم اى پسر فرزند خدا مرا وصيتى فرماى . فرمود : اى سفيان ! الخ . اما در آغاز روايت تحف العقول آمده است كه سفيان ثورى گفت : نزد امام صادق ( ع ) رفتم و به او عرض كردم : مرا وصيتى فرماى تا آن را پس از تو حفظ كنم . فرمود : اى سفيان ! آيا آن