السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
70
سيره معصومان ( فارسي )
اخبار امام صادق ( ع ) در برخورد با داعيان بنى عباس سيد مرتضى در كتاب امالى آورده است : داعيان خراسان نزد امام صادق ( ع ) آمدند و به وى گفتند : ما هواخواه فرزندان محمد بن على هستيم . امام فرمود : آنان در پنهان و من در نهان موافق شما نيستم . گفتند : اگر خداوند خير ما را بخواهد تو نيز با ما همراه و موافق خواهى شد ؟ سپس منصور بعد از اين ماجرا به امام صادق ( ع ) گفت : آيا تو قصد قيام عليه ما دارى ؟ امام پاسخ داد : ما در دوران حكومت بنى اميه مردم را به شما راهنمايى كرديم ، پس چگونه گمان مىكنيد در دورهء حكومت شما ، بر ضدتان قيام خواهيم كرد ؟ برخورد آن حضرت با ابو سلمهء خلاد ، حفص بن سليمان همدانى و عبد الله بن حسن مثنى در عمدة الطالب آمده است : چون ابو العباس سفاح و خانوادهاش ، پنهانى بر ابو سلمه خلاد كوفى وارد شدند ، تصميم ايشان را مخفى داشت و خواست آن را در بين فرزندان على و فرزندان عباس به شور گذارد تا آنان هر كسى را كه خود مايل هستند اختيار كنند . اما بعدا با خود انديشيد كه من از آن بيم دارم كه نظر آنان با يكديگر هماهنگ نباشد ، لذا تصميم گرفت خلافت را به فرزندان على ( ع ) از نسل امام حسن ( ع ) و امام حسين ( ع ) واگذار كند . پس به سه تن از آنان به نامهاى جعفر بن محمد بن على بن حسين و عمر بن على بن حسين و عبد الله بن حسن بن حسن نامهاى نگاشت . ابتدا پيك به سوى جعفر بن محمد رفت و او را خبر داد كه نامهاى از ابو سلمه با او است . امام ( ع ) گفت : مرا با ابو سلمه چه كار ؟ او پير و كس ديگرى است . فرستاده گفت : نامه را بخوان و عقيدهء خود را دربارهء آن بگو . جعفر بن محمد ( ع ) به خدمتگزارش گفت : چراغ را نزديك آر . خدمتكار چراغ را پيش آورد و امام ( ع ) نامهء ابو سلمه را بر آن نهاد و نامه آتش گرفت . فرستاده گفت : آيا آن را پاسخ نمىگويى ؟ امام فرمود : پاسخ مرا ديدى . فرستاده از خانهء امام صادق ( ع ) بيرون آمد و به نزد عبد الله بن حسن مثنى رفت . عبد الله نامهء او را پذيرفت و به سوى جعفر بن محمد روانه گشت . امام به او فرمود : چه كارى روى داده كه نزد من آمدى ؟ اگر مىگفتى من خود به سويت مىآمدم . عبد الله گفت : امر مهمى است كه گفتن آن ساده نيست . فرمود : چيست ؟ گفت : اين نامه ابو سلمه است مرا به كارى سترگ فرا خوانده و مىپندارد من سزاوارترين مردم به آنم . و مىدانيد كه پيروان ما از خراسان به نزد ابو سلمه آمدهاند . امام صادق ( ع ) پرسيد : اينان از چه هنگام پيروان تو شدهاند ؟ آيا تو ابو مسلم را به خراسان فرستادهاى و او را به پوشيدن جامهء سياه دستور دادهاى ؟ آيا يكى از آنان را به اسم و نسب مىشناسى ؟ چگونه ايشان پيروان تواند در حالى