السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
65
سيره معصومان ( فارسي )
آنگاه با خود گفتم تا زمانى كه امام در سجده است من نيز تسبيح خدا را مىگويم و شروع كردم به گفتن « سبحان ربى و بحمده استغفر ربى و اتوب اليه » يك بار سيصد مرتبه و بار ديگر شصت و اندى اين ذكر را گرفتم كه امام سر از سجده برداشت . پنجم ، مكارم اخلاقى : زمخشرى در ربيع الابرار از شقرانى مولاى رسول خدا ( ص ) نقل كرده است كه گفت : در روزگار خلافت منصور ، عطاء مىدادند اما من كسى را نداشتم كه مرا به او معرفى كند در اين حال متحير ايستاده بودم كه ناگهان ديدم جعفر بن محمد ( ع ) مىآيد . خواستهء خود را با او در ميان نهادم امام به درون رفت و پس از مدتى بيرون آمد و ديدم عطاى من در آستين لباس اوست . آن را به من داد و فرمود : كار نيك از هر كسى برازنده است و از تو برازندهتر به خاطر رابطهاى كه با ما دارى . و كار زشت از هر كسى كه سر زند زشت است و از تو زشتتر به خاطر رابطهاى كه با ما دارى . سبط بن جوزى گويد : امام ( ع ) از آن جهت چنين سخنى به شقرانى گفت زيرا پى برده بود كه او شراب مىنوشد و مىخواست وى را به كنايه موعظه كند و اين از اخلاق پيامبران است . ششم ، كرم و بخشندگى : در حلية الاولياء به سند خود از هياج بن بسطام نقل شده است كه گفت : جعفر بن محمد ( ع ) آن قدر طعام مىخورانيد كه ديگر براى خانوادهاش چيزى باقى نمىماند . و در مطالب السئول آمده است : امام صادق ( ع ) مىفرمود : كار نيك تمام نمىشود مگر به سه چيز : شتاب در انجام آن و كوچك شمردن و پنهان كردن آن . هفتم ، كثرت صدقات : كلينى در كافى به سند خود از هشام بن سالم نقل كرده است كه گفت : امام صادق ( ع ) همين كه پاسى از شب گذشت انبانى پر از نان و گوشت و پول فراهم مىكرد و آن را به دوش مىگرفت و به سوى نيازمندان مدينه رهسپار مىشد و آن را در ميانشان تقسيم مىكرد . ايشان نيز او را نمىشناختند تا هنگامى كه امام صادق ( ع ) از دنيا رفت و اين امر متوقف گرديد . آن وقت بود كه دانستند آن شخص امام صادق ( ع ) بوده است » . ويژگيهاى قرن دوم در عصر امام صادق عليه السلام امام صادق ( ع ) در سال 80 يا 83 هجرى به دنيا آمد و در سال 148 هجرى به درود حيات گفت . بنابراين 68 سال در اين جهان زيست . وى در طول عمر خود خلافت هشام بن عبد الملك تا افول حكومت بنى اميه را شاهد بود و از خلفاى بنى عباس ، نيز دوران حكومت سفاح و بيست سال از دورهء حكومت منصور را درك كرد . از مشخصات اين عصر ، انتشار علوم اسلامى همچون تفسير ، فقه ، حديث ، كلام ، جدل و علوم ديگر مانند انساب ، لغت ، شعر ، ادب ، خط ، تاريخ ، نجوم و غيره بود .