السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
64
سيره معصومان ( فارسي )
بزرگترين فرزند وى ، درگذشته است . امام در آن لحظه خواست غذا بخورد و نديمان وى در اطرافش گرد آمده بودند . پس امام تبسم كرد و خواستار غذا شد و در كنار نديمانش نشست . آن حضرت از ساير روزها بهتر غذا خورد ، با نديمانش سخن بسيار گفت . نديمان وى از اينكه هيچ اثرى از حزن و اندوه در سيماى امام نمىديدند ، به شگفت افتادند . چون امام از خوردن فراغ يافت گفتند : اى فرزند رسول خدا چيزى شگفت ديديم ، به مصيبت فقدان چنان پسرى دچار آمدى اما اين گونهاى كه ما مىبينيم ؟ ! امام فرمود : چرا اين گونه نباشم كه مىبينيد در حالى كه راستگوترين راستگويان مرا خبر داده است كه تو از دنيا مىروى و شما نيز اين دنيا را به درود خواهيد گفت . به راستى مردمى هستند كه مرگ را شناخته و آن را فرا ديد خود قرار دادهاند و منكر نشدهاند كه مرگ كسى از آنان را در ربوده است و به امر پروردگار عز و جل ، تسليم گشتهاند . همچنين كلينى به سند خود از علاء بن كامل نقل كرده است كه گفت : نزد امام صادق ( ع ) نشسته بودم كه ناگاه فريادى از خانه بلند شد . امام با شنيدن فرياد از جا برخاست سپس نشست و استرجاع گفت : « انا لله و انا اليه راجعون » و به گفتار خود بازگشت تا آنكه بحث خود را تمام كرد آنگاه فرمود : ما مايليم كه خود و اولاد و اموال ما در سلامت باشند اما چون قضاى الهى از راه رسد نبايد آنچه را كه خداوند براى ما نپسنديده ، دوست بداريم . در روايت ديگرى كه كلينى در كافى از قتيبة اعشى نقل كرده ، آمده است كه گفت : « خدمت امام صادق ( ع ) رسيدم تا از فرزند او عيادت كنم . ديدم امام ( ع ) بر در ايستاده و غمين و اندوهناك است . عرض كردم : فدايت شوم حال كودك چطور است ؟ فرمود : مىبينى كه سخت بيمار است . پس ساعتى درنگ كرد سپس به سوى ما بيرون آمد در حالى كه چهرهاش شاد بود و آثار غم و اندوه از آن رفته بود . گمان كردم كه حال كودك بهبود يافته است گفتم : فدايت شوم حال كودك چطور است ؟ فرمود : او به راه خدا رفت . گفتم : فدايت شوم هنگامى كه كودك زنده بود شما ناراحت و اندوهگين بوديد اما اكنون كه بمرد حالت شما ديگرگون شد ، چرا ؟ ! فرمود : ما اهل بيت پيش از رسيدن مصيبت غمين و اندوهناكيم اما هنگامى كه مصيبت واقع مىشود به قضاى الهى خشنود مىگرديم و تسليم امر خدا مىشويم . چهارم ، عبادت و كثرت ياد خدا . كلينى به سند خود در كافى نقل كرده است كه ذكر امام صادق ( ع ) را در سجده شمردم ، پانصد بار تسبيح مىگفت . و نيز به سند خود از ابان بن تغلب نقل كرده است كه گفت : بر امام صادق ( ع ) وارد شدم و ذكر او را در ركوع و سجود بر شمردم شصت بار تسبيح گفت . راوندى در خرائج از منصور صيقل روايت كرد كه وى امام صادق ( ع ) را در مسجد پيامبر ( ص ) به حال سجده ديد . منصور گويد : پس نشستم و مدتى به طول انجاميد