السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
63
سيره معصومان ( فارسي )
از آن است كه به زبان گفتهايد و يا در كتابى بگنجد . و در آنچه نقل كرديم براى نيل به مقصود ، كافى است . دوم ، حلم : حافظ عبد العزيز بن اخضر جنابذى در كتاب معالم العتره الطاهره مىنويسد : در آغاز روزى ميان جعفر بن محمد و عبد الله بن حسن مجادلهاى لفظى صورت گرفت . عبد الله بن حسن در گفتار خود تندى كرد . سپس از يكديگر جدا شده به سوى مسجد رفتند . سپس مجددا يكديگر را بر در مسجد ديدار كردند . پس جعفر بن محمد به عبد الله بن حسن گفت : چگونهاى اى ابو محمد ؟ عبد الله با عصبانيت پاسخ داد : خوبم . امام به او گفت : اى ابو محمد مگر نمىدانى صله رحم از حساب مىكاهد ؟ عبد الله گفت : همواره چيزهايى براى ما مىگويى كه ما آنها را نمىشناسيم ؟ امام صادق ( ع ) فرمود : من از قرآن براى تو مىگويم . عبد الله گفت : آيا صله رحم هم از قرآن است ؟ امام ( ع ) فرمود : آرى . عبد الله گفت : پس بگو . امام ( ع ) فرمود : خداوند عز و جل گويد : و كسانى كه آنچه را كه خدا امر به پيوند آن كرده اطاعت مىكنند و از خدا مىترسند و از سختى هنگام حساب مىانديشند « 35 » . عبد الله بن حسن ، با شنيدن اين آيه ، گفت : از اين پس مرا قاطع رحم نخواهى يافت . ابن شهر آشوب در كتاب مناقب از كتاب روضه نقل كرده است : روزى سفيان ثورى به نزد امام صادق ( ع ) رفت . ديد كه سيماى امام متغير است . علت آن را جويا شد . امام ( ع ) فرمود : من ممنوع كرده بودم كه كسى بر بام خانه رود . اما مشاهده كردم يكى از كنيزانم كه پرستارى يكى از كودكانم را بر عهده داشت از نردبان بالا مىرفت و كودك نيز همراه او بود . چون كنيز مرا ديد ، لرزيد و در پايين آمدن شتاب جست و كودك از دستش افتاد و در دم جان سپرد . اما چهرهء من به خاطر مرگ كودك نيست كه چنين تغيير كرده ، بلكه به خاطر ترس و لرزى است كه از مشاهدهء من به آن كنيز راه يافته است . امام صادق ( ع ) پس از اين ماجرا به آن كنيز ، دو بار فرمود : تو به خاطر خدا آزادى و در اين ماجرا بىگناهى . شيخ كلينى در كافى به سند خود روايت كرده است : امام صادق ( ع ) روزى غلام خود را در پى كارى فرستاد . غلام در بازگشت تأخير نمود ، پس امام ( ع ) به دنبال او روان شد و وى را يافت كه خوابيده است . بالاى سر او نشست و او را باد مىزد تا غلام بيدار شد . چون غلام از خواب بيدار شد امام صادق ( ع ) به او فرمود : اى فلان ! به خدا سوگند اين گونه نيست كه شب و روز متعلق به تو باشد و در آن بخوابى بلكه شب از آن توست و روز از آن ما . سوم ، صبر : شيخ صدوق در كتاب عيون اخبار الرضا به سند خود از ابو محمد از پدرانش از موسى بن جعفر ( ع ) روايت كرده است كه فرمود : به امام صادق ( ع ) خبر دادند كه اسماعيل ،
--> ( 35 ) رعد / 21 : وَ الَّذِين يَصِلُون ما أَمَرَ اللَّه بِه أَن يُوصَل وَ يَخْشَوْن رَبَّهُم وَ يَخافُون سُوءَ الْحِساب .