السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
57
سيره معصومان ( فارسي )
مىخوانيد سرزنش كرده و مسرفان را نيز در چندين آيه به باد نكوهش گرفته و فرموده است خداوند مسرفان را دوست ندارد ؟ خدا مردم را از اسراف و نيز از تنگ گرفتن بازداشته و به حد وسط فرمان داده است . بنده نبايد همهء آنچه را كه دارد اسراف كند و پس از آن از خدا بخواهد كه به او روزى برساند ، خدا هم دعاى او را اجابت نمىكند . زيرا در حديثى از پيامبر ( ص ) است كه فرمود : « دعاى چند دسته از امتم به اجابت نرسد ؛ مردى كه به پدر و مادرش نفرين كند ، مردى كه بدهكارى مالش را برده و او بر وى گواه نگرفته است ، مردى كه بر همسرش نفرين كند در حالى كه خداوند طلاقش را به دست او مقرر كرده ، و مردى كه در خانه نشسته و مىگويد پروردگارا به من روزى ده و خود به دنبال كسب روزى نمىرود . خداوند به او مىگويد : اى بندهء من ! آيا من راه طلب روزى و سفر را با سلامت تن به روى تو نگشودم ؟ تو بايد ميان من و خودت خارج از فرمان من عذر بياورى و بار خود را بر دوش خانوادهات نيفكنى ، تا اگر من خواستم به تو روزى دهم و يا روزى را بر تو تنگ گيرم و تو نزد من معذورى و مردى كه خداوند به او مال بسيارى دهد و همه را در راه خدا انفاق كند و سپس به درگاه خدا روى آورد و به دعا گويد : پروردگارا مرا روزى ده . . . خدا به او مىگويد : آيا مگر به تو روزى فراوان نداده بودم ولى آن چنان كه تو را دستور داده بودم ميانه روى پيشه نكردى ؟ چرا اسراف كردى در حالى كه من آن را بر تو ممنوع كرده بودم و مردى كه در قطع رحم دعا كند » . سپس خداوند به پيامبرش ياد داد كه چگونه انفاق كند . جريان از اين قرار بود كه آن حضرت مقدارى طلا داشت و نمىخواست كه آنها را در شب نزد خود نگهدارد پس همهء آن را صدقه داد . بامدادان هيچ نداشت و سائلى نزد او آمد . پيامبر چيزى نداشت به او بدهد . سائل هم زبان به نكوهش او گشود . پيامبر ( ص ) هم كه مهربان و دلسوز بود از اين ماجرا اندوهگين شد زيرا چيزى نداشت كه به سائل بدهد . پس خداوند پيامبرش را ادب آموخت و به وى فرمود : دست خود را مبند و آن را بر مگشا ، تا نكوهش شده و افسوس خور بنشينى « 8 » . خداوند مىفرمايد : چه بسيار مردمى كه از تو چيزى بخواهند و تو را معذور ندارند و اگر هر چه به ديگران بدهى به زيان مالى دچار مىشوى . اين بود احاديث رسول خدا ( ص ) كه قرآن را تصديق دارند و قرآن را هم تمام اهل آن كه مؤمناند درست دانند . سپس بعد از پيغمبر كسى كه فضل و زهدش را شما مىدانيد سلمان و ابو ذر هستند ، اما سلمان ؛ چون عطاى خود را مىگرفت
--> ( 8 ) اسراء / 31 : وَ لا تَجْعَل يَدَك مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِك وَ لا تَبْسُطْها كُل الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً .