السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

44

سيره معصومان ( فارسي )

تمامى امور دنيوى را در دو كلمه جمع كرده است و فرموده است : آنچه در خور زندگى و آميزش با مردم است يك پيمانه پر است كه دو سوم آن زيركى و هوشيارى و يك سوم آن تغافل و گذشت مىباشد . در كتاب مطالب السئول از آن حضرت نقل شده كه فرمود : هيچ عبادتى برتر از عفت شكم و فرج نيست . برخى از دعاهاى مأثور از امام باقر ( ع ) ابو نعيم اصفهانى در كتاب حلية الاولياء به نقل از امام جعفر صادق ( ع ) و او از پدرش روايت كرده است كه گفت : امام باقر ( ع ) در دل شب مىگفت : خدايا مرا امر كردى من فرمان نبردم و مرا نهى كردى اما پرهيز نكردم اينك اين منم بندهء تو كه فرا روى تو ايستاده و عذر نخواسته است . آبى در كتاب نثر الدرر نقل كرده است امام باقر ( ع ) مىفرمود : خدايا ! مرا در دنيا با بىنيازى در آخرت با گذشت يارى فرما . آن حضرت به فرزند خود فرمود : پسرم ! چون خداوند نعمتى بر تو ارزانى داشت بگو : « الحمد للّه » و چون كارى تو را اندوهگين ساخت بگو : « لا حول و لا قوة الا باللّه » و چون رزق و روزى بر تو تنگ شد بگو : « استغفر الله » . دعاى امام باقر ( ع ) پس از غذا در اين دعا امام ( ع ) ، با موجزترين عبارات ، به برخى از نعمتهاى الهى اشاره كرده كه زبان از گفتن آن ناتوان است . شيخ كلينى در كتاب كافى به نقل از امام صادق ( ع ) روايت كرده است كه فرمود : پدرم مىگفت : سپاس خدايى را سزد كه ما را در ميان گرسنگان سير گردانيد و در ميان تشنگان سيرابمان كرد و در ميان بىپناهان ، پناهمان داد و در ميان پيادگان سوارمان كرد و در ميان بيم‌زدگان آسوده‌مان داشت و در ميان ناتوانان ياريمان فرمود : اشعارى كه از امام باقر ( ع ) بر جاى مانده است در كشف الغمة آمده است : از كتابى كه وزير سعيد مؤيد الدين ابو طالب محمد بن احمد بن محمد بن على بن علقمى جمع‌آورى كرده ، نقل مىكنم كه گفت : ابو الفتح يحيى بن محمد بن حياء كاتب حديثى آورد . و در پايان اين حديث آمده است كه يكى از ايشان گفت : در بين راه مكه و مدينه بودم كه ناگهان با كودكى مواجه شدم . از او پرسيدم : كيستى ؟ و پس از گفت گوى بسيارى ، وى اين اشعار را سرود :