السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
21
سيره معصومان ( فارسي )
به عبادت خداى پردازد و شخص ديگرى در پى كسب و كار روانه شود ، عبادت اين شخص اخير بالاتر و برتر از آن ديگرى است . امام صادق ( ع ) از پيامبر ( ص ) نقل كرده است كه فرمود : « ملعون است ملعون است كسى كه خود را سربار مردمان قرار دهد » . احتجاج آن حضرت با نافع بن ازرق يكى از سران خوارج اين نافع كسى بود كه فرقهء ازارقهء خوارج به دو منتسب مىشد . شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : در اخبار و روايات آمده است كه نافع بن ازرق به محضر محمد بن على حضور يافت و در برابر آن حضرت نشست و از وى دربارهء مسائل حلال و حرام پرسش كرد . آن حضرت در ضمن پاسخهايى كه به سؤالات نافع مىداد ، فرمود : به خوارج بگو براى چه جدايى از امير مؤمنان ( ع ) را روا ( حلال ) شمرديد در حالى كه خود فرا روى آن حضرت و در راه اطاعتش خونهايتان را ريختيد و با مدد دادن به او به خداوند نزديك گشتيد ؟ آنان پاسخ مىدهند : او در دين خدا حكم بود . پس به آنان جواب ده كه خداوند در شريعت پيامبرش ( ص ) دو حكم تعيين كرده و فرموده است : « فابعثوا حكما من اهله و حكما من اهلها ان يريدا اصلاحا يوفق الله بينهما « 2 » » و نيز رسول خدا ( ص ) سعد بن معاذ را در ميان يهود بنى قريظه حكميت داد ، خداوند نيز داورى سعد را تأييد كرده ، آيا نمىدانستيد امير مؤمنان ( ع ) به حكمين دستور داد تا مطابق قرآن حكم دهند و از آن تجاوز نكنند و بر رد حكمى كه مخالف احكام قرآن بود شرط كرد . و هنگامى كه خوارج به دو گفتند كسى را حكم خود قرار دادى كه عليه تو حكم مىكند پاسخ داد : « من هيچ مخلوقى را حكم نگرفتهام بلكه كتاب خدا را به حكميت برگزيدهام » . با اين حساب اگر خوارج در اين بدعت خود قصد بهتان نداشتند براى گمراه دانستن كسى كه قرآن را به حكميت گرفته و احكام مخالف با آن را مردود دانسته است چه دليلى مىيابند ؟ ! نافع بن ازرق گفت : به خدا سوگند اين سخنى بود كه هرگز نشنيده بودم و به انديشهام راه نيافته بود و سخن حق همين است . احتجاج آن حضرت با عبد الله بن نافع بن ازرق يكى ديگر از خوارج كلينى در كافى نقل مىكند كه : عبد الله بن ازرق مىگفت اگر من واقعا مىدانستم در روى زمين كسى هست كه مركبها مرا به دو رساند و او با استدلال به من ثابت كند كه على نهروانيان را كشته و در اين باب در حق آنها ستم نكرده است ، هرآينه به نزد او مىشتافتم . به او گفته
--> ( 2 ) نساء / 35 : . . . از طرف كسان مرد و كسان زن داورى برگزينيد كه اگر خواستار اصلاح باشند خدا ايشان را بر آن موفقيت بخشد .