السيد محسن الأمين ( مترجم : حسين وجدانى )

85

سيره معصومان ( فارسي )

شمشيرها و خنجرها بايستاد . زره آن حضرت از شدّت پرتاب تيرها همچون پوست خارپشت گشته بود ، تا آنجا كه گويند يكصد و بيست نيزه بر لباس آن حضرت وجود داشت و بر بدن مطهّرش سى و سه تير و سى و چهار زخم در اثر ضربت شمشير ديده مىشد . خاندان آن حضرت اما از وفا به عهد و محبّت و آزادگى و شجاعت و دليرى و همّت بلند و شرافت و كرامت نفس فرزندان ، برادران ، برادرزادگان و عموزادگان آن حضرت از بهترين افراد برگزيده روى زمين بوده‌اند . هيچ يك از افراد خاندان امام وى را ترك نكردند و در كليهء مراحل نسبت به آن حضرت وفادار بودند . وى با اينكه به آنان اجازهء رفتن داده بود ، با اين وصف هرگز او را رها نساختند و جانهاى خود را در راه او فدا كردند و آنگاه كه به آنان گفت : چنانچه بخواهيد مىتوانيد مرا ترك كنيد ، آنان از اين امر خوددارى كردند و يك صدا پاسخ دادند : ما هرگز تو را تنها نخواهيم گذاشت . هرگز شايسته نيست كه باقى بمانيم و شما كشته شويد . خداوند هرگز چنين روزى را براى ما نياورد ، و موقعى كه رو كرد به پسران عقيل و گفت : ديگر شهادت برادرتان كافى است . من پيشنهاد مىكنم چنانچه مايل باشيد مىتوانيد مرا ترك كنيد . آنها پاسخ دادند ، سبحان اللّه ، در اين صورت مردم دربارهء ما چه خواهند گفت ، و ما به آنان چه بگوييم ! . آيا درست است كه بگويند ، اينان سرور و مولا و عموزادگان خود را كه از شريف‌ترين مردم بوده‌اند ترك كرده و در دست دشمن واگذاشته‌اند ! . و بالاخره گويند ، كه در جنگ شركت نكرده‌ايم . تير و نيزه‌اى به طرف دشمن رها نكرديم و شمشيرى بر بدنشان وارد نساختيم . و ندانيم كه دشمن با افراد خاندان ما چگونه رفتار كرد . نه به خدا سوگند ما هرگز چنين نخواهيم كرد . ما به خاطر تو از دارايى و خانوادهء خود نمىگذاريم ما تو را تنها نمىگذاريم و براى حفظ جان تو مىجنگيم و جان خود را فدا خواهيم كرد ، و پس از كشته شدن تو ، زندگى ، چه زشت و ناگوار خواهد بود . بدين ترتيب ياران و افراد خاندان آن حضرت با شوق و شعف بسيار از پيشواى خود به دفاع پرداختند . در چنين لحظاتى كه مصيبت سراسر وجودشان را فراگرفته و جنگ به شدّت ادامه داشت ، امام ( ع ) با مشاهدهء پايمردى و استقامت آنان ، فرزندان عمو و خاندان خود را مخاطب ساخت و فرمود : صبر و شكيبايى پيشه سازيد . به خدا سوگند ، پس از امروز ، خوارى و ذلّت از شما به دور خواهد بود . خداوند اين گروه قهرمان را پيروز گردانيده و درهاى رحمت خود را بر آنان بگشايد . آنان افتخار آفريدند و لباس عزّت بر تن كردند و بىآنكه ديگران به يارى آنان بشتابند به عهد خود وفا كردند و از خود جانبازى و پايمردى نشان دادند . بوى عطر آزادگى و بزرگوارى سراسر ايام و روزگار را آكنده ساخت . پرچم مجد و شرف به دست آنان برافراشته گرديد . با اعمال نيك و فداكارى خود ، راهگشاى ديگر افراد بشر گرديدند . يادشان در سراسر شرق و غرب ، طى قرون و اعصار همچنان جاويد باقى ماند . خاطرات نيك و فراموش نشدنى آنان بر كليهء صفحات تاريخ نقش بست . انوار تابناك اين دليران تاريكيهاى ظلم و ستم را از صفحهء روزگار برانداخت ، و روشنايى ايمان و فداكارى آنان تا آنجا توسعه پيدا كرد كه جلوه و تابش خورشيد و ستارگان در برابر آن ناچيز گرديد .