السيد محسن الأمين ( مترجم : حسين وجدانى )
83
سيره معصومان ( فارسي )
شدن را انتخاب مىكند . او در مقابل لشكر دشمن مىايستد و فرياد مىزند اين زنازادهء پسر زنازاده ( عبيد اللّه زياد ) مرا بر سر دوراهى نگاه داشته است . مرگ يا ذلّت . آيا من تن به ذلّت بدهم ؟ هيهات كه ما زير بار ذلّت برويم ! هرگز من تن به خوارى نمىدهم . خدا و رسول و كسانى كه در دامانهاى پاكيزه تربيت يافتهاند ، پستى را نمىپسندند . دور باد ذلّت از كسانى كه صاحب روح منيع و بينى غيرتمندند . ما هرگز بندگى فرومايگان را بر قتلگاه كريمان و رادمردان اختيار نمىكنيم و مرجّح نمىداريم . امام حسين ( ع ) با فداكارى و جانبازى به سوى مرگ مىرود . فرزندان و كودكان و خانوادهء خود را همراه مىبرد ، تا با جانبازى و وفادارى به عهد خود از دين جدّش با آغوشى باز و روحى بخشنده و گذشت و بىآنكه كمترين ترديدى به خود راه دهد ، پاسدارى و نگهبانى كند . و چنان كه گويى سخنش از دل برمىخيزد در برابر دشمن مىايستد و مىگويد : ان كان دين محمد لم يستقم * الا بنفسى فيا سيوف خذينى چنانچه دين محمد ( ص ) جز با كشتن من پايدار نمىماند ، پس اى شمشيرها بر فرق من فرود آييد . مداينى مىگويد : موقعى كه امام حسن ( ع ) با معاويه پيمان صلح را امضا كرد . امام حسين ( ع ) رو كرد به او و گفت : اين قرارداد براى من سخت ناگوار است . بهتر آن بود كه همان روش پدرم على ( ع ) را به اجرا درمىآوردى . تا آنجا كه برادرم به ناچار به اين امر تن درداد . و صلح با معاويه را پذيرفت . و من هرگز خوشنود نبوده و همانند كسى كه بينى او را ببرند و او درد و رنج را تحمل كند ، از برادر خود اطاعت و پيروى كردم و از جان و دل پذيرفتم . ابن ابى الحديد مىنويسد : سرور آزادگان و قهرمان مبارزهء با ظلم و ستم و تنها كسى كه درس بزرگوارى و علوّ همت به همهء انسانها بياموخت ، و در برابر زندگى توأم با ذلّت ، مرگ در سايهء شمشير را انتخاب كرد ، ابو عبد اللّه حسين بن على بن أبي طالب ( ع ) بود . هر چند كه به وى پيشنهاد كردند و گفتند كه خود و يارانش در امان خواهند بود . اما او زير بار اين ذلّت نرفت و ننگ را از خود دور ساخت . او با اينكه به خوبى مىدانست كه ابن زياد وى را نخواهد كشت . با اين وصف بكوشيد تا از ديدار با ابن زياد ، همراه با خوارى به شدّت دورى جويد . و اين تنها حسين بن على ( ع ) بود كه زير بار ستم نرفت و مرگ را برگزيد . و من از يحيى بن زيد علوى بصرى كه خود عالمى وارسته بود شنيدم كه مىگفت : اشعار ابى تمام كه گويند دربارهء محمد بن حميد طائى سروده بايستى اذعان كرد كه حسين بن على ( ع ) را در نظر داشته است : و قد كان فوت الموت سهلا فرده * اليه الحفاظ المر و الخلق الوعر و نفس تعاف الضيم حتى كأنه * هو الكفر يوم الروع أو دونه الكفر فأثبت في مستنقع الموت رجله * و قال لها من تحت اخمصك الحشر تردى ثياب الموت حمرا فما اتى * لها الليل الا و هي من سند ( س ) خضر ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه نيز آورده است : كدام قهرمانى را مىشناسيد كه همانند حسين بن على ( ع ) اين گونه از خود شجاعت و شهامت نشان داده باشد . چنان كه دربارهاش گفتهاند ؛ در واقعهء كربلا آنگاه كه همهء برادران و فرزندان و ياران خود را از