السيد محسن الأمين ( مترجم : حسين وجدانى )
43
سيره معصومان ( فارسي )
گشتيم اما دشمنان در حالى كه شاد و مسرور به نظر مىرسيدند بازگشتند . اين سخن چهرهء امام حسن ( ع ) را تغيير داد . در اينجا امام حسين ( ع ) با اشاره وى را امر به سكوت كرد . حجر نيز كلام خود را قطع كرد و ساكت شد . سپس امام حسن ( ع ) به سخن پرداخته گفت : اى حجر آنچه تو دوست دارى همهء مردم دوستدار آن نيستند و رأى و نظر تو نظر آنها نيست . آنچه را كه من در انجام آن اقدام كردم منظور و هدفم جز نگهدارى و بقاى تو نبود و خداوند هر روزى به كارى است . اخبار مربوط به امام مداينى مىگويد : ابو الطفيل آورده است كه : روزى امام حسن ( ع ) به يكى از دوستان خود گفت : - آيا معاوية بن خديج را مىشناسى ؟ وى پاسخ داد : آرى . - هر وقت او را ملاقات كردى به من اطلاع بده ! ديرى نپاييد كه آن شخص ، معاويه را در حالى كه از خانهء عمر و بن حريث خارج مىشد ملاقات كرده وى را به امام معرفى كرد . امام حسن ( ع ) وى را پيش خوانده ، گفت : آيا تو بودى كه نزد هند جگرخوار زبان به دشنام على ( ع ) گشودهاى ؟ به خدا سوگند ، چنانچه به حوض كوثر داخل شوى ، و هرگز وارد نخواهى شد ، او را مشاهده خواهى كرد كه با شتاب از آن عبور خواهد كرد . منافقين را خواهى ديد كه چگونه از آن رانده مىشوند ، در حالى كه دو طرف آن باز و آماده است كه از آن بهره گيرند . مداينى اضافه كرده مىگويد : حديث كرد ما را سليمان بن ايوب و او از اسود بن قيس عبدى ، كه روزى حبيب بن مسلمة به ملاقات امام حسن ( ع ) رفت . امام رو كرد به او و گفت : اى حبيب ، چنين به نظر مىرسد كه تو در مسيرى غير طاعت خدا گام نهادهاى ! حبيب گفت : اما در مورد پدر شما ، بايستى بگويم كه چنين نبوده و من هرگز از فرمان خدا سرپيچى نكردهام . امام حسن ( ع ) گفت : البته اين مطلب درست است . اما بايد در نظر داشته باشى كه به خاطر دنياى ناچيز و زودگذر پيرو فرمان معاويه گرديدهاى . بايستى بدانى كه چنانچه به اين وسيله دنيايت آباد گردد ، سراى باقى را از دست دادهاى . در چنين حالى چنانچه اعمال و رفتار شرّ و ناپسندى داشته باشى و گفتارى نيكو از خود نشان دهى ، آيهء زير كه در قرآن كريم آمده است ، دربارهء تو صدق خواهد كرد « . . . خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً ، . » « 1 » اما بدان كه اكنون مصداق آيهء زير گرديدهاى كه خداى عزّ و جل مىفرمايد : ( كَلَّا بَل ران عَلى قُلُوبِهِم ما كانُوا يَكْسِبُون ) « 2 »
--> ( 1 ) سورهء توبه آيهء 101 ( 2 ) سورهء مطفّفين آيهء 13