السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

534

سيره معصومان ( فارسي )

رستگارى بزرگ مىرسيدم . » « 17 » على ( ع ) روزى كه وارد كوفه شد نماز گزارد . چون روز جمعه فرا رسيد و هنگام نماز شد به نماز ايستاد و خطبه‌اى ايراد كرد و در كوفه بماند و عمال خود را بر كارها گماشت . پس يزيد بن قيس ارحبى را بر مداين و جوخى و مخنف بن سليم را بر اصفهان و همدان تعيين كرد . وقتى كه مخنف با اموال گريخت ، على ( ع ) فرمود : مردم پست گريختند . پس بزرگان چه باك دارند ؟ آن حضرت ، همچنين قرظة بن كعب را بر بهقباذات و قدامة بن مظعون ازدى را بر كسكر و عدى بن حارث را بر بهر سير و چهار ناحيهء آن و ابو حسان بكرى را بر استان عالى و سعد بن مسعود ثقفى را بر استان زوايى و ربعى بن كاس را بر سجستان و خليد را به خراسان روانه كرد . چون وى به نزديك خراسان رسيد ، خبردار شد كه مردم خراسان كفر ورزيده و از اطاعت حكومت سرپيچيده‌اند . عمال كسرى از كابل سوى آنان آمدند . وى با مردم نيشابور جنگيد و آنان را شكست داد و مردم آن شهر را به محاصره گرفت و خبر پيروزى خود را به اطلاع على ( ع ) رسانيد . آن حضرت ، مالك اشتر را بر موصل و نصيبين و دارا و سنجار و آمد و هيت و عانات و جايى را كه به سرزمين جزيره مربوط مىشد ، تعيين كرد . معاويه بن ابو سفيان نيز ضحاك بن قيس فهى را بر قسمتهايى از سرزمين جزيره كه مالك آن بود ، يعنى حرّان ورقه و رها و قرقيسيا ، فرستاد . در آن زمان هواخواهان عثمان از كوفه و بصره گريخته و در جزيره ، در سايهء حكومت معاويه ، پناه گرفته بودند . اشتر به قصد گرفتن ضحاك بن قيس به جانب حران روان شد . چون ضحاك از تصميم اشتر آگاهى يافت ، مردم رقه را مطلع كرد و آنان كه اكثرا هواخواه عثمان بودند ، براى كمك به او شتافتند ، اشتر و ضحاك در مكانى به نام مرج مرينا ، ميان حران ورقه ، با هم روبه‌رو شدند . اشتر به سوى آنان تاخت آورد و جنگى شديد در گرفت . چون شب فرا رسيد ، ضحاك با همراهانش بازگشت و شبانه به سمت حرّان گريخت . صبح فردا وقتى اشتر متوجه كار ضحاك شد ، آنان را تعقيب كرد تا به حرّان رسيد و ايشان را در آن شهر به محاصرهء خود درآورد . معاويه از اين امر آگاهى يافت و عبد الرحمن بن خالد را به فرماندهى عده‌اى ، به كمك ضحاك فرستاد . وقتى كه اشتر اوضاع را چنين ديد ، سپاهيانش را گرد آورد و كار آنان را سر و سامان داد و سپس خطاب به ضحاك و همراهانش با صدايى بلند گفت : اى روبهكان مكار ! چرا به زير نمىآييد و مانند سوسمار در زير سنگها پنهان شده‌ايد ؟ ! چون اشتر از رسيدن كمك به ضحاك آگاهى يافته بود ، آنان را رها

--> ( 17 ) آيهء 72 و 73 سورهء نساء : وَ إِن مِنْكُم لَمَن لَيُبَطِّئَن فَإِن أَصابَتْكُم مُصِيبَةٌ قال قَدْ أَنْعَم اللَّه عَلَيَّ إِذْ لَم أَكُن مَعَهُم شَهِيداً وَ لَئِن أَصابَكُم فَضْل مِن اللَّه لَيَقُولَن كَأَن لَم تَكُن بَيْنَكُم وَ بَيْنَه مَوَدَّةٌ يا لَيْتَنِي كُنْت مَعَهُم فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً .