السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
525
سيره معصومان ( فارسي )
جاى گرفتهاند بكشم سپس اين در را بگشايم و كسانى را كه آنجا هستند نيز بكشم و سپس اين يكى در را بگشايم و كسانى را كه آنجا هستند بكشم . برخى از زخميان به عايشه پناه برده بودند . يكى از آنان مروان بن حكم بود كه با عدهاى ديگر در يكى از خانهها مخفى شده بودند عبد اللّه بن زبير نيز با عدهاى ديگر در يكى از اين خانه پنهان شده بودند . و على ( ع ) كه از اين امر آگاهى داشت از آن تغافل ورزيده بود . صفيه از شنيدن گفتار على ( ع ) خاموش شد و على ( ع ) بيرون رفت . پس يكى از ازديان گفت : به خدا نبايد اين زن از دست ما رهايى يابد . اما على ( ع ) خشمگين شد و فرمود : ساكت باش ! پردهاى را پاره مكن و وارد خانهاى مشو و زنى را آزار مكن . گرچه به ناموس شما ناسزا گويند و پارسايانتان و فرمانروايانتان را سفيه شمارند كه زنان ناتوان و ضعيفند . ما حتى دستور داشتيم از زنان مشرك هم دست برداريم . اگر مردى زنى را به جزاى كردار خود برساند و او را بزند ، پس از وى نسل او را مورد ملامت و نكوهش قرار مىدهند . مبادا بشنوم كه كسى متعرض زنى شده است كه او را مانند بدترين مردم ، مجازات خواهم كرد » . نگارنده : اين خود نمايانگر غايت بردبارى و نهايت گذشت و كرم و اخلاق پسنديدهء آن حضرت است كه از دايرهء اخلاق عادى بشرى ، بيرون است . طبرى گويد : چون امير المؤمنين ( ع ) از كار بيعت با مردم بصره فراغ يافت به بيت المال كه ششصد هزار و اندى در آن بود ، نظر انداخت . و آن را ميان همراهان خود تقسيم كرد . به هر يك از جنگاوران بصرى پانصد رسيد و به آنان فرمود : « اگر خداوند عز و جل ، شما را در جنگ با شاميان چيره كرد ، علاوه بر مقرريهايتان ، همين مقدار نيز بهره خواهيد برد » . ابن ابى الحديد از ابو الاسود دئلى نقل كرده است كه گفت : چون على ( ع ) در روز جمل به پيروزى رسيد ، همراه با گروهى از مهاجران و انصار به بيت المال بصره ، قدم نهاد و من نيز با آنها بودم . چون آن حضرت متوجه اموال فراوان در بيت المال شد ، چند بار فرمود : « غير مرا فريب بده » . سپس به مالها نگاه كرد و چشمانش را بالا گرفت و فرمود : آنها را در ميان اصحابم پخش كنيد . پانصد ، پانصد . پس همين مقدار در ميان اصحاب پخش شد . پس به خدايى كه محمد ( ص ) را به حق برانگيخت يك درهم كم و زياد نيامد و گويا آن حضرت ، مبلغ موجود در بيت المال را از قبل مىدانست . مقدار موجودى بيت المال شش ميليون درهم بود كه ميان دوازده هزار تن تقسيم شد . نگارنده : اين روايت صحيحتر به نظر مىرسد . زيرا سپاه امير المؤمنين ( ع ) چنانچه گذشت ، بيست هزار تن بود كه بنابر روايتى پنج هزار تن از آنان در اين جنگ كشته شدند و پانزده هزار تن باقى ماندند . يا بنابر روايتى ديگر پنج هزار و هفتصد تن كشته شدند و چهارده هزار و سيصد تن بر جاى ماندند . اگر چه اين دو روايت هيچ كدام با عدد دوازده هزار تن مطابقت ندارد ، اما چنين تسامحاتى معمولا دربارهء شمارهء سپاهيان و كشتگان در جنگها ، رخ