السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
526
سيره معصومان ( فارسي )
مىدهد . اين بر خلاف روايتى است كه شمار سپاهيان را ششصد هزار تن ذكر كرده است . زيرا اگر در ميان اين عده ، اموال بيت المال را پانصد پانصد ، تقسيم كنند به هزار و دويست تن از ايشان سهمى نمىرسيد . اين عدد نيز يا هيچ يك از روايات برابرى نمىكند و البته بعيد نيست كه اين عدد ( ستمائة الف ) تصحيف همان ( سته آلاف الف ) شش ميليون باشد . ( و اللّه اعلم ) . سپس ابن ابى الحديد از حبه عرنى نقل كرده است كه گفت : على ( ع ) بيت المال بصره را در ميان اصحابش به ميزان پانصد پانصد تقسيم كرد و براى خود نيز به مانند ديگران پانصد درهم برداشت . يكى از كسانى كه در جنگ نيز شركتى نداشت نزد آن حضرت آمد و گفت : اى امير المؤمنين ! دل من در اين جنگ با تو بود اگر چه جسمم با تو همراهى نداشت . پس از اين غنيمتها بهرهاى هم به من ده . آن حضرت نيز سهم خويش را به آن مرد داد و خود نصيبى از بيت المال بصره نبرد . طبرى گويد : على ( ع ) هر چه را كه در اردوگاه جنگى ريخته شده بود ، جمع كرد و به مسجد بصره آورد و گفت : هر كس مال خود را مىشناسد بگيرد . مگر شمشيرهايى كه در خزانه و به مهر حكومت بود . اما ابن ابى الحديد گويد : مقام راويان اتفاق دارند كه على ( ع ) هر چه را كه در ميدان جنگ جمل ، اعم از سلاح و چارپا و مملوك و اثاث يافت ميان يارانش تقسيم كرد . آنان مىگفتند : مردم بصره را نيز ميان تقسيم كن و آنها را مملوك ما گردان . حضرت پاسخ داد : هرگز . يارانش گفتند : چگونه است كه خون آنان بر ما رواست ولى اسير گرفتن آنان حرام ناروا ؟ ! فرمود : چگونه برخوردارى از نسل ضعيفى در دار هجرت و اسلام براى شما حلال است ؟ ! اما هر آنچه كه در ميدان جنگ از مردم بصره ، گرفتهايد غنيمت و از آن شماست . ولى آنچه در خانهها و پشت درهاى بسته است از آن اهل آن خانه است . چون اصحاب بر سخن خود پاى فشردند على ( ع ) گفت : حال كه چنين مىگوييد پس بر عايشه قرعه بزنيد . اصحابش گفتند : نستغفر اللّه . شيخ مفيد گويد : آنگاه على ( ع ) ماجراى پيروزى بر مردم بصره را طى نامهاى به اطلاع كوفيان رساند و چنين نوشت : « بسم اللّه الرحمن الرحيم . از بندهء خدا على بن أبي طالب امير المؤمنين به مردم كوفه . سلام عليكم . حمد و سپاس خدايى را كه جز او معبودى نيست . اما بعد : خداوند به راستى داورى دادگر است . او آنچه را كه مربوط به قومى است تغيير ندهد مگر آنكه مردم خود آن را دگرگون سازند و چون خداوند براى مردمى بدى خواهد ، براى آن قوم بازگشتى نخواهد بود و جز خدا دوست و سرپرستى نخواهند داشت . شما را آگاه مىكنم از جريان خود و كسانى كه به سوى آنان روانه شديم از مردم بصره و كسانى كه بدانان پيوستند از قريش و كسانى كه با طلحه و زبير آمدند و بيعت خود را