السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
462
سيره معصومان ( فارسي )
مسئوليت ديوان و بيت المال را بر عهده داشت . وقتى عثمان به محاصره در آمد ، دو بار گفت : اى گروه انصار ! اينك ياوران خدا باشيد . پس ابو ايوب گفت : او را يارى نمىكنى مگر آنكه وى از دو بنده براى تو سودمندتر بود . كعب بن مالك نيز از طرف عثمان بر گرفتن زكات از مزينه گماشته شده بود و عثمان هر چه را كه كعب از آنان مىگرفت ، به خود او مىبخشيد . مسعودى نوشته است : ابن عمر كه از بيعت على ( ع ) سرباززد با يزيد بن معاويه بيعت كرد ! و حجاج از او براى عبد الملك مردان بيعت گرفت ! ابن اثير مىنويسد : نعمان بن بشير انگشتان بريدهء نائله همسر عثمان و پيراهن خونآلود عثمان را برداشت و به شام گريخت و به معاويه پيوست . معاويه پيراهن عثمان و انگشتان بريدهء همسرش را آويزان كرد . چون مردم شام ، آن صحنه را ديدند خشم زيادى از خود نشان دادند و در گرفتن انتقام مصممتر شدند . آنگاه معاويه پيراهن خونين و انگشتان بريدهء نائله را بالا برد . و وقتى احساس مىشد كه آتش انتقام در شاميان رو به خاموشى مىگذارد عمرو عاص به او مىگفت : براى تحريك احساسات مردم آن را آويزان كن . و معاويه نيز چنين مىكرد . مسعودى گويد : ام حبيبه ، دختر ابو سفيان ، پيراهن خونآلود عثمان را به نعمان بن بشير سپرد تا آن را به معاويه برساند . ابن اثير مىنويسد : بنى اميه به طرف مكه گريختند و گروهى از كسانى كه از بيعت با على ( ع ) سرپيچيده بودند به نزد او آورده شدند . آنان گفتند : ما به شرط اقامهء كتاب خدا در حق دور و نزديك و رفيع و وضيع بيعت مىكنيم . على ( ع ) با آنان بيعت كرد و پس از ايشان ، مردم همگى بيعت كردند . در مروج الذهب گفته شده است : گروهى از بنى اميه كه با آن حضرت بيعت نكرده بودند و از جمله سعيد بن عاص و مروان بن حكم و وليد بن ابى عقبه بن ابى معيط در ميان آنان بودند ، به نزد على ( ع ) آمدند و ميان وى و آن گروه سخنان درازى رد و بدل شد . وليد به آن حضرت گفت : ما به خاطر ترس از بيعت با تو تخلف نكرديم اما گروهى ما را ترسانده و بر جان خويش بيمناك كرده بودند . و عذر ما در آنچه مىگوييم واضح و روشن است . اما من ، تو پدرم را كشتى و بر من نيز حد جارى كردى . سعيد بن عاص سخنان دور و درازى بر زبان راند و وليد به على ( ع ) گفت : اما سعيد ، پدر او را كشتى و به مقام او اهانت كردى و اما مروان ، پدر او را دشنام دادى و عثمان در كارى كه با او انجام داد سقوط كرد . مسعودى گويد : ابو مخنف لوط بن يحيى گفته است : حسان بن ثابت و كعب بن مالك و نعمان ابن بشير ( پيش از بردن جامهء خونآلود عثمان به شام ) به همراه عدهاى ديگر از هوا خواهان عثمان به نزد على ( ع ) آمدند . « كعب » گفت : آن كس كه از راه خطا بازگردد ، گناهكار نيست و بهترين سرپوش براى كردارهاى ناصواب گذشته ، عذر و پوزش است . وى پس از سخنان فراوانى كه بر زبان راند ، به على ( ع ) دست بيعت داد و پس از وى همهء آنها كه نام برديم با على ( ع ) بيعت كردند . مسعودى گويد : بيعت على ( ع ) به كوفه و ديگر شهرها رسيد و مردم كوفه براى بيعت با