السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
88
سيره معصومان ( فارسي )
اخوه اذا عدّ الفخار و صهره * فما مثله اخ و لا مثله صهر « 188 » و از ابن اسحاق است كه پيامبر ( ص ) ميان اصحاب خويش از مهاجران و انصار پيمان برادرى منعقد كرد و فرمود : در راه خدا با يكديگر برادر باشيد . اين اقدام يكى از نيرومندترين سياستهاى اسلامى است . در قرآن كريم نيز با صيغهء حصر آمده است : همانا مؤمنان ( با يكديگر ) برادرند . « 189 » دكتر محمد حسين هيكل در كتاب خود موسوم به حيات محمد ( ص ) ماجراى مؤاخات را بيان كرده و گفته است : « نخستين امرى كه انديشهء پيغمبر ( ص ) متوجه آن شد ، متحد كردن صفوف مسلمانان و استوار ساختن وحدت آنها در جهت نابود كردن هر شبههاى كه ممكن بود آتش كينهها و عداوتهاى پيشين را از نو شعلهور سازد . پيغمبر براى تحقق بخشيدن به اين انديشه از مسلمانان خواست كه دو به دو در راه خدا با يكديگر عقد اخوّت ببندند . او با على بن ابى طالب ، و عمويش حمزه با زيد آزاد كردهء پيغمبر ( ص ) ، و ابو بكر با خارجة بن زيد ، و عمر بن خطاب با عتبان بن مالك خزرجى ، پيمان برادرى بستند . » خواننده گرامى مىبينيد كه چگونه دكتر هيكل مسئلهء مؤاخات پيغمبر ( ص ) با على ( ع ) را همچون يك امر عادى ياد كرده و آن را همانند مؤاخات ساير اصحاب با يكديگر دانسته و هيچ اشارهاى به فلسفه و انگيزهء اين مؤاخات نكرده ، چنان كه اصلا پايه و اساس كتاب او بر اين مبنا نهاده شده ، و هيچ اهميتى براى اين پيمان قايل نشده و آن را مثل ساير امور معمولى و عادى قلمداد كرده است ! در حالى كه اين پيمان اشاره به امتيازى و الا بر ساير پيمانهاى ديگر دارد و آن عبارت است از اين كه هيچ كس جز على ( ع ) همتا و ( همشأن ) رسول خدا ( ص ) نبوده تا با او عقد اخوت ببندد و يا او را به وزارت خود بگمارد وزارتى كه اندكى پيش از اين ، دكتر هيكل اين مقام را براى كس ديگرى جز على اثبات كرده است . اذان و اقامه در سيرهء حلبيه و غير آن آمده است كه در نخستين سال هجرى اذان و اقامه تشريع شد . و در همين كتاب به نقل از كتاب موطأ آمده است : « مؤذن پيش عمر آمد تا او را به اذان نماز صبح بانگ بزند اما عمر را خفته ديد پس گفت : الصلاة خير من النوم ( نماز از خواب بهتر است ) . عمر با شنيدن اين عبارت دستور داد كه آن را در اذان صبح بگنجانند . »
--> ( 188 ) برادرش كه اگر افتخارات و خويشىاش را بشمرد نه چون او برادرى است و نه همانند او دامادى . ( 189 ) حجرات / 10 ؛ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُون إِخْوَةٌ . . .