السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
79
سيره معصومان ( فارسي )
گفتند ، با سپاه و تجهيزات به سوى شما حملهور خواهند شد و شما را نابود خواهند ساخت . ابو جهل گفت : اما من تدبيرى متين براى شما انديشيدهام و آن چنين است كه نزد قبايل دهگانهء خود برويد و از هر قبيله مردى شجاع برگزينيد و سپس شمشيرى بران به دو دهيد تا چون شب فرا رسد بر ابن ابى كبشه ريخته وى را بكشند . بدين ترتيب خون او در ميان تمام قبايل پخش مىشود و آنگاه بنى هاشم و بنى مطلب نمىتوانند با تمام قريش به جنگ آيند و در نتيجه به گرفتن ديه راضى مىشوند . صاحبنظر آنان با شنيدن اين تدبير گفت : ابو الحكم راست مىگويى ! اين نظر ، مطلوب است . از اين نظر عدول مكنيد و آن را پيش خود نهان داريد . اما وحى از آنان پيشى جست و پيغمبر ( ص ) را با آيهء زير از توطئه آنان آگاه ساخت : « و چون كافران براى تو نيرنگ انديشيدند كه بازدارندت يا بكشندت يا بيرونت كنند و نيرنگ باختند و خدا هم مكر كرد حال آن كه خداوند بهترين مكرآوران است . » « 172 » رسول خدا ( ص ) پس از آگاهى از نيرنگ قريش ، على ( ع ) را طلبيد و او را از اين ماجرا مطلع كرد و به وى گفت : پروردگارم به من وحى فرمود كه همين امشب ديار قومم را ترك كنم و به غار ثور بروم و تو را دستور دهم كه بر بسترم بخفتى تا بدين وسيله گريز من بر آنان پنهان ماند . على ( ع ) ، عرض كرد : اى پيامبر خدا ! آيا با خفتن من تو سلامت مىمانى ؟ پيامبر پاسخ داد : آرى . على با شنيدن اين جواب براى سپاس از خدا به خاطر سلامت پيغمبر ( ص ) به سجده بر زمين افتاد . رسول خدا ( ص ) به دو فرمود : بر بستر من بخسب و برد حضرمى مرا روى خود بكش . پيامبر برد حضرمى سرخرنگ و بنا بر قولى سبز رنگ داشت . سپس پيامبر ( ص ) على را در آغوش خود گرفت و گريست . آن حضرت از خوشحالى مىگريست و على از فراق رسول خدا ( ص ) . آنگاه خداوند آيهء زير را دربارهء على ( ع ) نازل فرمود : « و از مردم كسى است كه جان خود را به خاطر خشنودى خدا مىفروشد و خداوند به بندگان مهربان است . » « 173 » رسول خدا ( ص ) به ابو بكر و هند بن ابى هاله ، فرزند خديجهام المؤمنين ، فرمود كه در جايى در راه غار ثور منتظر او بمانند و خود با على ماند و او را به صبر و شكيب سفارش كرد تا آن كه نماز مغرب و عشا را به جاى آورد و خود در تاريكى آخر شب از خانه بيرون زد . نگاهبانان قريش كه ابو جهل ، حكم بن ابى العاص ، عقبة بن ابى معيط ، نضر بن حارث ، امية بن خلف ، ابن الغيطله ، زمعة بن الاسود ، طعيمة بن عدى ، ابو لهب ، ابى بن خلف ، بنيه و منبه فرزندان حجاج و خالد بن وليد بن مغيره در ميان آنان بودند به گرد خانهء رسول خدا ( ص ) چرخ مىخوردند و منتظر فرا رسيدن نيمه شب بود .
--> ( 172 ) انفال / 30 ؛ وَ إِذْ يَمْكُرُ بِك الَّذِين كَفَرُوا لِيُثْبِتُوك أَوْ يَقْتُلُوك أَوْ يُخْرِجُوك وَ يَمْكُرُون وَ يَمْكُرُ اللَّه وَ اللَّه خَيْرُ الْماكِرِين . ( 173 ) بقره / 207 ؛ وَ مِن النَّاس مَن يَشْرِي نَفْسَه ابْتِغاءَ مَرْضات اللَّه وَ اللَّه رَؤُف بِالْعِبادِ .