السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

71

سيره معصومان ( فارسي )

كسى جز پيامبر ( ص ) بوده است . و به راستى كدامين كراهت بالاتر از ترشرويى به مؤمنان و روىگردانى از آنان و توجه به توانگران و سرگرم شدن به آنان است ، حال آن كه خداوند متعال پيامبر را از صفاتى كمتر از اين بسيار منزّه داشته است . در مجمع البيان در اين باره آمده است : آيهء « إِنَّك لَعَلى خُلُق عَظِيم » « 162 » و همچنين آيهء « وَ لَوْ كُنْت فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْب لَانْفَضُّوا مِن حَوْلِك » « 163 » مؤيد سخن بالاست . ظاهرا اين سوره ( عبس ) دربارهء شخصى جز پيامبر نازل شده است . از امام صادق ( ع ) روايت كرده‌اند كه اين شخص ، مردى از بنى اميه بود . او نزد پيغمبر ( ص ) نشسته بود كه عبد اللّه بن ام مكتوم آمد . چون اين مرد عبد اللّه را ديد او را ناخوش داشت و خودش را جمع كرد و چهره درهم كشيد و صورتش را از او برگرداند . خداوند در اين سوره كار او را حكايت كرده و عمل او را زشت شمرده است . نگارنده : مانعى براى عتاب خداوند نسبت به پيغمبر ( ص ) به خاطر ترك اولى و انجام كار مكروه از جانب آن حضرت وجود ندارد . و خلاف اولى با عصمت آن حضرت منافات ندارد . اما اين كه گفته‌اند : ترشرويى از صفات پيغمبر ( ص ) نبوده ، زمانى صحيح است كه ترشرويى آن حضرت به خاطر امرى اخروى و مهم نبوده باشد ، اما در اينجا سخن پيامبر با بزرگان قريش قطع شده و پيامبر اميدوار بوده است كه آنان به اسلام بگروند و بدين ترتيب پشتيبانى بزرگ براى اسلام باشند . و دربارهء اين كه گفته‌اند : پيغمبر ( ص ) به اغنيا سرگرم شده و از فقرا روى برگردانده و اين با اخلاق آن حضرت منافات دارد ، زمانى درست است كه پيامبر به خاطر ثروت توانگران بدانها مشغول شده باشد نه به خاطر مسلمان كردن آنها و يا از فقرا به خاطر فقرشان روى گردانده باشد نه به خاطر اين كه سخنش را با كسانى كه به اسلام آوردن آنها اميدوار بود ، قطع كردند . با وجود اين ملامت پيامبر از سوى خدا به خاطر ترك اولى از جانب آن حضرت ، هيچ اشكالى ندارد . اما روايتى كه از امام صادق ( ع ) نقل شده با اين فرمايش خداوند منافات دارد كه « و ما يدريك لعله يزكى » . زيرا آن مرد اموى به خاطر اين كه از عبد اللّه بدش آمد ، ترشرويى كرد نه به اين خاطر كه به تزكيه يا تذكر او اميدوار بود . زيرا در صورت پذيرفتن روايت بالا ، مىبايست خداوند بگويد : و تو چه مىدانى شايد اين فرد بهتر از افراد پاكيزه و بينا باشد . همچنين اين روايت با آيهء « وَ ما عَلَيْك أَلَّا يَزَّكَّى » منافات دارد ، زيرا پرداختن به مرد توانگر اموى به خاطر ثروت او بود ، نه به خاطر اين كه ممكن است تزكيه شود . همچنين آيات « وَ أَمَّا مَن جاءَك يَسْعى وَ هُوَ يَخْشى فَأَنْت عَنْه تَلَهَّى » با اين روايت منافات دارند ، زيرا ابن ام مكتوم خدمت رسول خدا ( ص ) آمده بود نه نزد آن مرد اموى . از

--> ( 162 ) قلم / 4 ؛ همانا تو بر خلق و خويى بزرگ هستى . ( 163 ) آل عمران / 159 ؛ چنان چه تو تندخوى و سنگدل مىبودى همه از گرداگردت پراكنده مىشدند .