السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

36

سيره معصومان ( فارسي )

نيستند و هر چيز كه احتمال وقوعش در دنيا ممكن باشد و بنى آدم بدان نيازمند باشند ، در چهارچوب اين قانون جاى گرفته است . بنابراين هيچ واقعه و رويدادى رخ نمىدهد مگر آن كه در شريعت اسلامى اصلى مسلّم براى آن وجود دارد كه مسلمانان بدان مراجعه مىكنند و اين امتياز شريعت اسلامى است . زيرا اسلام پايان بخش شرايع است و تا انقراض جهان همچنان بر صفحه روزگار باقى خواهد ماند . عبادات ، شامل : طهارت ، نماز ، روزه ، زكات و حج و معاملات و اجتماعيات ، شامل : بيع ، اجاره ، مزارعه ، مساقات و هبه مىباشند . در احكام موارد مذكور حفظ نظام اجتماع و نيز نكاح براى بقاى نسل و قطع مادهء فساد و ميراث . وصيت و وقف ، براى اين كه انسان پس از مرگ از منفعت دارايىاش محروم نشود ، و قضا براى رفع دعاوى و اختلافات بر پايه عدل . و در اخلاقيات طريقهء معاشرت و آداب و امر به معروف و نهى از منكر . و در امور سياسى ، جهاد براى حفظ بيضهء اسلام و دفاع از وطن و اسب سوارى و تيراندازى براى آموزش فنون جنگ و سربازى . و حدود و ديات براى حفظ جان و مال و نابود كردن جرايم ، لحاظ شده است . افزون بر اين عبادات در آيين اسلامى تنها عبادت محض نيستند بلكه در آنها منافع جسمى و اجتماعى و سياسى هم وجود دارد . طهارت ، پاكيزگى مىآورد و در نماز رياضتى است جسمى . در نماز جماعت و حج نيز فوايد اجتماعى و سياسى آشكار است . روزه فوايد بهداشتى انكارناشدنى دارد و احاطه به فوايد معلوم و آشكار احكام اسلامى بجز آن دسته از فوايد نامعلوم احكام ، امرى دشوار و يا حتى امكان‌ناپذير است . از آنجا كه احكام اسلام خوب و موافق با عقل و ساده و رفع حرج بود و تنها با اظهار شهادتين فرد مسلمان مىشد ، ژرف‌نگرى و والايى و جديت در آن به چشم مىخورد ، مردم فوج فوج بدان مىگرويدند تا آنجا كه مسلمانان بر بزرگ‌ترين ممالك ، كشور كسرىها و كشور قيصرها ، چيرگى حاصل كردند . و شرق و غرب زمين را از هم شكافتند و تمام كشورها و سرزمينها ، با نژادها و زبانهاى گوناگون ، در برابر آنان سر تسليم فرود آوردند . مدت درازى نگذشت كه همان مردى كه مخفيانه از مكه گريخته بود و يارانش شكنجه و تحقير مىشدند و به خاطر دينشان مورد آزار قرار مىگرفتند و يك بار نهانى به حبشه رفتند و بدانجا پناهنده شدند و بار ديگر مخفيانه به مدينه رفتند ؛ با اصحابش در عمرهء قضاء و آشكارا و بر خلاف ميل زورمندان قريش كه نمىتوانستند جلو او را بگيرند ؛ به مكه گام نهاد . و اندكى گذشت تا آن كه همان مرد فاتحانه و در حالى كه تمام اهل مكه در زير فرمانش بودند وارد مكه شد . مكيان همه خواسته و ناخواسته به دين اسلام گردن نهادند . رؤساى قبايل به عنوان اعلام اطاعت خويش از حضرتش ، به پيشگاهش شرفياب مىشدند . وى نامه‌هايى به پادشاهان كشورهاى جهان ، مثل قيصر و كسرى و ديگران نوشت و آنان را به گروش به اسلام و يا پرداخت جزيه دعوت فرمود . پس از تحمل