السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

307

سيره معصومان ( فارسي )

( و از تحف العقول ) : عبادت ، هفتاد بخش است كه بهترين آن جستن ( روزى ) حلال باشد . غسل روز جمعه ، طهور است . غيبت يعنى از انسان چيزى بگويى كه شنيدن آن را ناخوش دارد . از جذامى بگريز همچنان كه از حيوان درنده مىگريزى . دادن افطارى به برادر روزه‌دارت بهتر از روزه‌هاى هفتاد برابرت باشد . در هر كار مشكل ، قرعه اندازيد . در هر چهل گوسفند چرنده ، زكات است . نخست فقه آنگاه تجارت . قرائت قرآن بهتر از ذكر خدا و ذكر ، بهتر از صدقه و صدقه ، بهتر از روزه و روزه ، سپر آتش است . در مورد فاسق آن چه را كه مردم مىدانند بگوييد كه فاسق را غيبتى نباشد . جنگ با مؤمن كفر و خوردن گوشتش معصيت است . ناخنهايتان را بچينيد . تهمت به زن شوهردار ، كردار صدساله را تباه مىكند . خواب قيلوله كنيد كه شيطان خواب قيلوله ندارد . هر چيز خشك ، پاك است . « 283 » بزرگداشت مرده ، شتاب در تجهيز كردن آن است . هر مست‌كننده‌اى ، خمر است . هر فتوادهنده‌اى ضامن است . هر آن چه زكاتش را دادى گنج نباشد هر چند كه مدفون باشد و هر آن چه زكاتش را نپرداختى گنج است و گرچه ظاهر باشد . هر بدعتى گمراهى است و گمراهى راهش به آتش است . هر سخنى كه با « بسم اللّه » نيايد ، ابتر است . هر كلامى كه با « الحمد للّه » آغاز نشود ، دست بريده است . هر حسب و نسبى بريده گردد جز حسب و نسب من . هر مست‌كننده‌اى حرام است و آن چه فراوانش مست كند جرعه‌اى از آن هم حرام باشد . هر نوزادى بر فطرت ( الهى ) به دنيا آيد مگر آن كه پدر و مادرش او را يهودى و نصرانى و مجوس كنند . هر نيكى صدقه است و هر چيز تازه ، بدعت . هر ماهىيى كه داراى پوست ( فلس ) است ، بخور . نخست كفن آنگاه دين سپس وصيت و بعد ميراث . همتا آن است كه عفيف باشد و داراى فراخى . هر خانه را درى است و در قبر مرد از جلو پاهاست . خداى لعنت كند زنى را كه خال مىكوبد و زنى را كه طلب خالكوبى مىكند و زنى را كه دندان تيز مىكند و آن را كه اين كار را طلب مىكند و زنى را كه موى كسى را به موى ديگرى پيوند مىكند و آن كه طلب اين كار مىنمايد و زنى را كه موى چهره مىكند و آن را كه خواستار اين كار است . « 284 » خدا يهود را لعنت كند چربى بر آنها حرام شد و آن را فروختند . هر كدام شما بايد روز جمعه خود را بيارايد و غسل كند و بوى خوش بزند . يگانگى براى من ظلم است . هر كه در مصيبت بانگ خويش بالا برد يا موى خود بچيند از ما نيست . مسلمان را بر مسلمان حقى است كه جلو غيبت از او را مىگيرد و چون عطسه كرد دعايش مىگويد « 285 » و دعوتش را اجابت مىكند و جنازه‌اش را تشييع مىنمايد و پاسخ نامه‌اش را مىدهد .

--> ( 283 ) يعنى نجس جز با وجود رطوبت نجس نمىكند . ( مؤلف ) ( 284 ) لعنت در اين روايت محمول بر تأكيد كراهت است به شرط آن كه در بعض موارد آن منجر به امر حرام مثل غش نشود . ( 285 ) مثل « يرحمك اللّه . »