السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

292

سيره معصومان ( فارسي )

درهاى دوزخ بسته است ، از خدا بخواهيد كه آنها را بر شما نگشايد . شيطانها در اين ماه به زنجير بسته‌اند ، پس از پروردگارتان بخواهيد كه بر شما چيرگيشان ندهد . » خطبهء آن حضرت در حجة الوداع ، روز عيد در منى ابن عبد ربه در العقد الفريد و حسن بن على بن شعبه حلبى در تحف العقول و همچنين برخى ديگر از نويسندگان ، متذكر اين خطبه شده‌اند : « سپاس خدا را ، او را سپاس مىگزاريم و از او يارى مىجوييم و به او بازمىگرديم و به خدا از بديهاى خويش و بدكرداريهاى خود پناه مىبريم . هر كه را كه خداوند راه نمايد او را گمراه كننده‌اى نباشد و هر كه را خدا از راه بگرداند او رهبرى ندارد . و گواهى دهم كه چيزى جز خدا شايسته پرستش نيست ، خدايى كه يكتاست و بىشريك و نيز گواهى دهم كه محمد بنده و فرستادهء خداست . بندگان خدا شما را به خداترسى و به كار بستن فرمانش توصيه مىكنم و آن چه را خوب است از خداوند در آغاز مىجويم و از آن پس مىگويم : مردم ! هر آن چه به شما مىگويم ، گوش گيريد كه واقعا نمىدانم شايد سال ديگر در اينجا شما را ديدار نكنم . مردم ! خون و آبروى شمايان بر يكديگر حرام است تا به پروردگار خود برسيد ، به مانند حرمت اين روز شما در اين شهر شما . آيا پيام خويش رساندم ؟ خداوندا تو خود شاهد باش . هر كه نزد او امانتى است ، بايد آن را به كسى كه نزدش سپرده بپردازد ، رباى جاهليت كه از آن دوره بر عهدهء كسى مانده ، ملغى است ، و نخستين ربايى كه از آن آغاز مىكنم رباى عباس بن عبد المطلب است ، هر خونى كه از دوران جاهليت به گردن كسى مانده ملغى است ، و نخستين خونى كه از آن مىگذرم خون عامر بن ربيعه پسر حارث بن عبد المطلب « 278 » است . تمام رسم و رسوم مربوط به زمان جاهليت ملغى است جز دربانى و خدمت خانه كعبه و آب دادن ( سقايت ) حاجيان ، در قتل عمد قصاص است ، شبه عمد آن است كه كسى با عصا و سنگ كشته شود و در آن صد شتر ديه است و هر كه فزون خواهد به جاهليت گرديده است . مردم ! شيطان نوميد است كه در اين سرزمين مورد پرستش واقع شود اما رضا داده كه در جز پرستش از كارهاى خرد خود ، او را فرمان بريد . مردم ! پس انداختن حج از ماه ذى حجه فزون به كفر است و آنان كه كافرند بدان گمراهى كنند و در سالى آن را روا دانند و در سالى ناروا حال آن كه زمانه چرخيده تا بدان وضع رسيده كه در آن روز خداوند آسمانها و زمين را آفريده است « 279 » ، و نيز شمارهء ماهها نزد خدا دوازده باشد در كتاب خدا

--> ( 278 ) بنا به گفتهء ابن هشام ، حارث در بنى ليث پى دايه‌اى بود كه قبيلهء هذيل او را كشت . ( 279 ) زمخشرى در الفائق و به تبع او ابن اثير در النهايه گويند : معنى اين فرمايش آن است كه مردم زمان جاهليت در محرم - مىجنگيدند و تحريم آن را به صفر مىانداختند و چون صفر مىرسيد تحريم آن را به ماه بعد موكول مىكردند و همين طور ادامه مىدادند تا سال تمام مىشد ، چون اسلام بيامد ، اين شيوه از بين رفت و سال به شكل نخستين خود بازگشت . ( در سيرهء حلبيه ) آمده است : مردم زمان جاهليت هر سال ده روز حج را به عقب مىانداختند و چون سى و سه سال مىگذشت ، دوباره حج به همان موقع اوليهء خود مىرسيد از اين رو پيامبر ( ص ) فرمود : ان الزمان قد استدار الخ ، زيرا اين حج در سالى انجام مىگرفت كه حج به وقت و موعد خود بازگشته بود ، ابن سعد در طبقات به سند خود از مجاهد نقل كرده است كه گفت : در جاهليت مردم ، دو سال پياپى در يكى از ماهها حج مىكردند يعنى مثلا دو سال پياپى در محرم حج مىكردند و سپس دو سال پىدرپى در صفر و . . . و حج پيامبر ( ص ) با ذى حجه برخورد كرد لذا فرمود : هذا يوم الخ . ( مؤلف )