السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
22
سيره معصومان ( فارسي )
از پاى نمىنشست تا حق را يارى كند . دنيا و امور وابسته به آن ، او را به خشم نمىآورد اگر چيزى به كسى مىداد كس ديگر متوجه نمىشد . به خاطر خودش خشمگين نمىشد و براى خود از كسى يارى نمىخواست . چون مىخواست به چيزى اشاره كند با پنجهاش اشاره مىكرد و به هنگام تعجب و شگفتى پشت دستش را ظاهر مىكرد و در آن حال انگشت شست دست چپ خود را با دست راست مىگرفت . اگر خشمگين مىشد گذشت مىكرد . در حالت خشنودى پلكهايش را فرو مىبست و بيشترين حدّ خندهاش تبسم بود و در اين حالت دندانهايش چون تگرگ برّاق مىنمود . اخلاق و حالات و آداب رسول خدا ( ص ) ابن شهر آشوب در مناقب مىنويسد : اما آداب آن حضرت كه يكى از علما آن را جمع و از اخبار يافته و برگزيده است : پيامبر ( ص ) حاكمترين و بردبارترين و شجاعترين و دادگرترين و مهربانترين و بخشندهترين مردم بود . درهم و دينارى پيش او نمىماند . از آن چه خدايش داده بود جز قوت سالش را بر نمىگرفت كه آن هم اندكى خرما و جو بود و باقى را در راه خدا وامىنهاد و سپس به قوت بر مىگشت و از آن گزيده مىكرد و چه بسا پيش از به پايان رسيدن سال ، اگر چيزى به دستش نمىرسيد ، محتاج مىشد . بر زمين مىنشست و مىخوابيد و پاىافزارش را خودش تعمير مىكرد و جامهاش را وصله مىزد و در را مىگشود و گوسفند را مىدوشيد و شتر را مىبست و با خادم اگر خسته مىشد ، در آرد كردن گندم كمك مىكرد . شب طهورش را به دست خويش مىگذاشت و به حالت تكيه داده نمىنشست . در خدمت خانوادهاش بود . گوشت را تكه مىكرد و هرگز آروغ نمىزد . هديه را مىپذيرفت هر چند كه جرعهاى شير بود و آن را مىخورد ولى از صدقه نمىخورد . نگاهش را در صورت كسى خيره نمىكرد . براى پروردگارش خشم مىگرفت نه براى خودش . از گرسنگى سنگ بر شكم مىبست ، آن چه حاضر بود مىخورد و آن چه را يافت مىشد بر نمىگرداند . دو جامه در بر نمىكرد ، بردى يمنى و يك پيراهن و جبهاى پشمين و زبر از پنبه و كتان مىپوشيد . بيشتر لباسهايش سپيد رنگ بود و جامه را از سمت راستش در بر مىكرد . روز جمعه لباس مخصوصى مىپوشيد چون لباس جديدى در بر مىكرد لباس كهنهاش را به مسكينى مىداد . انگشترى نقرهاى در انگشت كوچك دست راستش مىكرد . از بوى بد گريزان بود و موقع وضو مسواك مىزد و هر چه گيرش مىآمد از اسب يا قاطر يا الاغ سوار مىشد ، غلام يا كس ديگر را پشت سرش سوار مىكرد . بى آن كه بر الاغ زين گذارد بر آن سوار مىشد و الاغ افسار داشت ، پياده راه مىرفت ، و جنازه را تشييع مىكرد ، و از بيماران اگر چه در دورافتادهترين جاى مدينه هم كه بودند عيادت به عمل مىآورد ، با فقرا مجالست داشت و با مسكينان هم غذا مىشد و به دست خويش به آنها آب و غذا مىرساند . اهل فضل را در خلق و خويشان گرامى مىداشت و با نيكى كردن به شروران دل آنها را