السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

290

سيره معصومان ( فارسي )

پاره‌اى از خطبه‌هاى پيامبر ( ص ) رسول خدا ( ص ) هرگاه به خطبه مىايستاد ، چشمانش سرخ مىشد و صدايش را بالا مىبرد انگار كه بيم‌دهندهء سپاه است . خطبهء آن حضرت ، هنگامى كه مىخواست به جنگ تبوك برود در تاريخ ابن كثير آمده است كه پيامبر ( ص ) چون به تبوك رسيد ، اين خطبه را ايراد كرد . آن حضرت پس از حمد و ثناى خداوند ، فرمود : « آيا مردم ! راست‌ترين سخن كتاب خدا و استوارترين ريسمان ، كلمه تقوا و بهترين كيشها ، كيش ابراهيم و بهترين سنتها ، سنت محمد ( ص ) و گرامىترين سخن ذكر خدا و نكوترين داستان ، قرآن و بهترين كارها استوارترين آنها و بدترين كارها نوترين آنها و نكوترين هدايت ، هدايت خدا و شريف‌ترين قتل ، قتل شهيدان و كورترين كورى ، گمراهى پس از هدايت است و بهترين كردارها آن است كه سود رساند و بهترين هدايت آن است كه پيروى شود و بدترين كورى ، كورى قلب است . و دست فرازين بهتر از دست زيرين است و آن چه اندك و كافى باشد بهتر از آن است كه زياد و بازدارنده باشد و بدترين پوزش ، زمانى است كه مرگ در رسد و بدترين ندامت ، پشيمانى روز قيامت است و از بزرگ‌ترين خطاها دروغ است ، و بهترين بىنيازى ، توانمندى نفس است و بهترين توشه ، تقواست و سر حكمت خداترسى است و بهترين چيزى كه در قلب يافت شود ، يقين است و مسكر از آتش است و خمر جمع گناهان است و زنان ، ريسمانهاى ابليسند و جوانى ، شعبه‌اى است از جنون . و بدترين كسبها ، رباست و بدترين خورشها خوردن مال يتيم است و سعادتمند كسى است كه از ( سرنوشت ) ديگرى پند گيرد و تيره‌بخت آن است كه در شكم مادرش تيره‌بخت است و سرنوشت هر يك از شما به جايى چهار ذراعى مىرسد و معيار عمل ، فرجامهاى آن مىباشد و هر آن چه دررسنده است ، نزديك است . و دشنام مؤمن ، ( از جملهء ) فسوق است و جنگ با او كفر و خوردن گوشتش معصيت است و حرمت مال و دارايىاش مثل حرمت خون اوست و هر كه از خداوند آمرزش خواهد ، خدا بيامرزدش و هر كه عفو كند خدا نيز او را عفو فرمايد و هر كه بر معصيت شكيبايى ورزد خداوند او را عوض دهد . » يكى ديگر از خطبه‌هاى آن حضرت مردم ! شما بر پشت ( بارهء ) سفريد و به تندى در حركت . ديديد كه شب و روز و مهر و ماه هر تازه‌اى را كهنه و هر دورى را نزديك مىسازند . پس بكوشيد تا از هلاكتگاهها دور شويد . خطبهء آن حضرت در منى « خداوند يارى فرمايد هر آن بنده‌اى را كه سخنم را گوش فرا داد و آن را در خود نهفت و به كسى