السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

289

سيره معصومان ( فارسي )

احاديث پيامبر ( ص ) اصلا فروگذار نكردند و از طرح ادعاهايى عليه پسر عمو و وصىّ آن حضرت ، كه اصلا با سيرهء وى سازگارى نداشت دريغ نورزيدند ، همانا بنى اميه بودند كه در اين راه اموال هنگفتى صرف كردند و ولايات عظيم را بدين خاطر به دست واليان سپردند و چنان كه در بند هشتم گفته شد ، بنى عباس نيز رويهء آنها را پى گرفتند و در اين ميانه نه ايرانيان و نه يهوديان و مسيحيانى كه تظاهر به اسلام مىكردند ، هيچ نقشى نداشتند . دوازدهم : اگر آن چه در برههء دوم تدوين شده ، بدون پالايش و بررسى ، قابل اعتماد نمىباشد لازم مىآيد كه بر آن چه در برههء نخست نقل كرده‌اند و دكتر هيكل تنها آنها را شايان اعتماد دانسته است ، نيز اعتماد نشود . زيرا آن چه در برههء نخست روى داده از طريق مردم برههء دوم براى ما نقل شده كه نمىتوان بدانچه آنها تدوين كرده‌اند ، اعتماد كرد . حال آن كه برههء نخست ، برههء تدوين نبوده و تازه اگر همچنين بوده ، رويدادهاى آن توسط مردم برههء دوم به دست ما رسيده است . سيزدهم : دربارهء آن چه دكتر هيكل به عنوان شرط اعتماد بر آن چه در برههء دوم تدوين شده ذكر كرده و خواستار بررسى و پالايش آنها از هواها شده ، جا دارد بپرسيم كه اين شرط كجا يافت مىشود تا از شخصى كه اين شرط در اوست پيروى كنيم ( هر كه ادعاى وصال ليلى را مىكند ) . چهاردهم : اين كه وى از صدر اسلام تا كشته شدن عثمان را ، بنا بر آن چه مستقيما از آن نقل مىشود ، قابل اعتماد مىداند معنى محصلى ندارد . زيرا كسانى كه مستقيما از او روايت كردند ، رواياتشان از طريق مردم برههء دوم به دست ما رسيده كه ( بنا بر گفتهء دكتر هيكل ) بر نقل آنها اعتماد نشايد كرد . در كتاب دكتر هيكل در پنج موضع از يك صفحه ، اسم عامل كسرى بر يمن « بازان » ذكر شده كه در تمام كتب تاريخ و سيره « باذان » آمده است در مؤلف قاموس نيز بر اين نكته تصريح كرده است . اما دكتر هيكل در ص 476 از كتاب خود او را « دهان » ناميده است . پاره‌اى از سخنان پيامبر ( ص ) در خطب و وصايا و حكم و مواعظ و احكام و دعا : قاضى عياض در كتاب الشفا بتعريف حقوق المصطفى مىنويسد : اما فصاحت لسان و بلاغت قول در چنان محل و موضع والايى است كه از سلامت طبع و براعت تدبير و ايجاز مقطع و زيبايى لفظ و جزالت گفتار و صحت معانى و قلّت تكلف ناآگاه نيست . جوامع الكلم به دو داده شد و ويژهء بدايع الحكم گشت و سنت عرب را شناخت و هر امتى را به زبان خود آنها خطاب مىكرد و با كلمات خود آنها با ايشان به گفت‌وگو مىنشست تا آنجا كه بسيارى از اصحابش در بسيارى جاها از او خواستار شرح گفتار و تفسير سخنانش مىشدند .