السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
288
سيره معصومان ( فارسي )
مروجان اين نغمه و كسانى كه آن را به تزوير آراستهاند ، مىگويند : ايرانيان هنگامى كه كشورشان در روزگار خليفهء دوم فتح شد ، اسلام آوردند و به حب اهل بيت ( ع ) تظاهر كردند تا در اسلام ايجاد فساد كنند و از مسلمانان انتقام بگيرند . اين ادعا بىنهايت سخيف است . ايرانيانى كه در دوران فتوحات اسلامى به اسلام گرويدند ، اهل يك مذهب بودند . حتى در تمام بلاد اسلام ، از عرب گرفته تا ايرانى ، همه مردم از حيث اصول و فروع پيرو يك مذهب بودند . بلكه در زمان دولت اموى مسألهء علوى و عثمانى روى داد و در زمان حكومت عباسى بود كه نام سنّى و شيعه و مذاهب اربعه رواج يافت كه اين زمان مدت درازى عقبتر از دوران فتوحات اسلامى بود و ايرانيها در آن تأثيرى نداشتند هر چند كه اين تفرقهها پس از آن كه در بلاد عرب رواج يافت ، در بلاد ايران هم وارد شده بود . اما در سرزمين ايران در آغاز فتوحات اسلامى ، مذاهب متعدد وجود نداشت و تازه پس از پيدايش اين مذاهب ، اكثريت مردم اين ديار مذهبى خلاف مذهب اهل بيت داشتند . در واقع مذهب اهل بيت از سدهء نهم هجرى به بعد ، يعنى در عهد صفويه ، در ايران رواج و انتشار يافت . با اين وجود هنوز هم مردم بخارا و افغان و نواحى ديگر ، پيرو مذاهبى مخالف با مذهب اهل بيت بودند . پس اين زمان موهومى كه به قواعد صحيح اسلام دستدرازى شد تا به جاى آنها قواعد مخالف با روح اسلام را جايگزين كنند كه اغراض سياسى شعوبى را متحقق سازند ، كدام زمان بوده است ؟ ! سزاوارتر اين است كه گفته شود كسانى كه با قواعد صحيح اسلام به بازى و دستدرازى پرداختند ، همان كسانى بودند كه پدران و فرزندان و برادران و طايفهشان در جنگ بدر و ديگر جنگهايى كه عليه اسلام به راه انداختند ، كشته شدند . آنها مىخواستند با شمشير اسلام و در زير لواى اسلام ، از اسلام انتقام بگيرند تا مگر بدين وسيله اغراض سياسى انتقامجويانه و نه شعوبىگرى خود را متحقق سازند . دهم : اين سخن كه يهوديان و مسيحيانى كه به اسلام تظاهر مىكردند ، اين قواعد جديد را رواج دادند ، بازهم نغمهاى است از فروع نغمهء گذشته . در مورد يهود يكى آنها را به عبد اللّه بن سبا نسبت داده و گفته است عبد اللّه مردى يهودى بود كه اسلام آورد و سپس در حق على ادعاى الوهيت كرد و پيروانش را سبائيه مىنامند . اينان ادعا مىكنند كه عبد اللّه ، فتنهء عثمان را پديد آورد و چنين و چنان كرد . نادرستى اين سخن در بند ششم گذشت و دانستيد كه چه كسى فتنهء عثمان را پديد آورد و ابن سبا بسيار كمتر و كوچكتر از اين بود . در مورد مسيحيان هم دكتر هيكل چيزى نگفته و ما نمىدانيم كه اين مسيحيان كه بودهاند تا دربارهء آنها اظهار نظر كنيم . يازدهم : اين سخن كه يهوديان و مسيحيان همان كسانى بودند كه اين قواعد جديد را رواج دادند و احاديثى از پيامبر ( ص ) جعل كردند و امورى را بر خلفاى اولين نسبت دادند كه با سيرهء آنها موافقت نداشت ، نيز نادرست است . كسانى كه اين قواعد جديد را در اسلام ترويج دادند و از جعل