السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
236
سيره معصومان ( فارسي )
رسيد كه روم در شام سپاه فراوانى تجهيز كرده و هرقل هزينه سپاه خويش را براى يك سال پرداخته و قبايل لخم و جذام و عامله و غسان را نيز با خويش همراه ساخته است . آنان پيشقراولان خود را تا بلقاء پيش فرستادند . آن حضرت ( ص ) كم اتفاق مىافتاد كه آهنگ رفتن به غزوهاى بكند جز آن كه هدف خود را مىپوشاند مگر در غزوهء تبوك . در اين جنگ پيامبر ( ص ) به خاطر بعد سفر و گرماى سخت و فراوانى دشمن ، قصد خود را با اصحاب در ميان گذارد و آنان را آگهى داد تا آمادهء نبرد شوند . وى مردم را به خروج از مدينه فرا خواند و به مكه و قبايل عرب كس فرستاد و آنها را دعوت كرد و به صدقه فرمانشان داد . آنان صدقات فراوانى با خويش بياوردند و در راه خداوند تجهيزات فراهم كردند و اين كار در زمانى بود كه مردم در عسرت بودند و هوا هم بسيار گرم و مدينه هم دچار كمبود شده بود . زمانى كه ميوهها رسيدند ، مردم به ماندن تمايل پيدا كردند به همين علت اين سپاه را سپاه عسرت نام دادند . طبرى گويد : پيامبر ( ص ) مسلمانان را به مهيا شدن امر فرمود و آنان را آگهى داد كه به قصد روم مىرود . مسلمانان به رغم بىميلى خود از اين جنگ ، آماده شدند به علاوه آن كه آنها نام روم و جنگ با ايشان را كارى سترگ مىپنداشتند . هفت نفر كه مردمى نيازمند بودند ، از آن حضرت درخواست مركوب كردند اما وى به آنها پاسخ داد كه من چيزى ندارم تا شما را بدان وسيله سوار كنم . آنها گريان از پيش پيامبر ( ص ) بازگشتند . اين هفت تن را بكّائين ( گريه كنندگان ) نام نهادند و دربارهء آنان اين آيه نازل شد : « لَيْس عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذِين لا يَجِدُون ما يُنْفِقُون حَرَج إِذا نَصَحُوا لِلَّه وَ رَسُولِه . . . وَ لا عَلَى الَّذِين إِذا ما أَتَوْك لِتَحْمِلَهُم قُلْت لا أَجِدُ ما أَحْمِلُكُم عَلَيْه تَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُم تَفِيض مِن الدَّمْع حَزَناً أَلَّا يَجِدُوا ما يُنْفِقُون . » « 258 » هشتاد تن از اعراب نيز به خدمت آن حضرت آمده عذر و بهانه آوردند اما او عذر و بهانه آنان را نپذيرفت . هشتاد و چند نفر از منافقان نيز بدون هيچ دليل و علتى از پيوستن به سپاه آن حضرت امتناع ورزيدند . گفتهاند كه آنها دربارهء نپيوستن خود به سپاه پيغمبر ( ص ) از آن حضرت كسب اجازه كردند و آن حضرت هم بديشان اجازه داد و اين آيه نازل شد : « وَ جاءَ الْمُعَذِّرُون مِن الْأَعْراب لِيُؤْذَن لَهُم وَ قَعَدَ الَّذِين كَذَبُوا اللَّه وَ رَسُولَه سَيُصِيب الَّذِين كَفَرُوا مِنْهُم عَذاب أَلِيم . » « 259 » مراد از « المعذرون » مقصران هستند كه بىآن كه عذرى داشته باشند ، از آمدن انصراف جستند . همچنين گفتهاند : « المعذرون » كسانى بودهاند كه عذر داشتهاند . تنى چند از مسلمانان نيز بدون آن
--> ( 258 ) توبه / 90 - 92 ؛ بر ناتوانان و بيماران و بر آنان كه چيزى ندارند تا در راه خدا هزينه كنند حرجى نيست اگر بر خدا و رسولش خيرانديشى كنند ، . . . و نه بر آنان كه بيابندت تا سوارشان كنى و تو گويى من چيزى ندارم تا شما را بدان سوار كنم ، برگردند در حالى كه ديدگانشان اشكبار است و غمگينند كه چرا چيزى ندارند تا هزينه كنند . ( 259 ) توبه / 90 ؛ بهانهجويان عرب آمدند تا بديشان اذن ماندن داده شود و كسانى كه به خدا و رسولش دروغ گفتند ، بازنشستند اما به زودى كافرانشان را عذابى دردناك مىرسد .