السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
16
سيره معصومان ( فارسي )
داشتند ، در حالى كه رسول خدا ( ص ) از نعمت و رفاه برخوردار بود . براى ابو طالب در بطحاء پشتىاى مىنهادند و او به آن تكيه مىداد و يا بر آن مىنشست . و پيامبر هم مىآمد و بر همان پشتى مىنشست . پس ابو طالب مىگفت : اين برادرزادهء من برخوردار از نعمت است . پيامبر دوازدهساله بود كه ابو طالب او را با خود به شام برد . البته ابو طالب ابتدا قصد داشت محمد را در مكه بگذارد و خود عازم سفر شود ، اما محمد از ماندن در مكه خوددارى ورزيد و به ناچار ابو طالب او را با خود همراه كرد تا با هم به بصرى رسيدند و در آنجا بحيراى راهب ، با محمد ديدار كرد . ابو طالب همواره پيامبر را گرامى مىداشت و در طول حيات خود پيوسته با دست و زبان خويش از وى حمايت مىكرد و به او يارى مىرساند . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه از امالى ابو جعفر محمد بن حبيب نقل كرده است كه ابو طالب شبها بسيار بر جان پيامبر ( ص ) بيمناك مىشد . از اين رو شبها محمد را از بسترش بيدار مىكرد و فرزندش على را در جاى او مىخواباند . شبى على به ابو طالب گفت : پدر ! من كشته مىشوم . اما ابو طالب در پاسخ او گفت : اصبرن يا بنى فالصبر احجى * كل حى مصيره لشعوب « 7 » قد بذلناك و البلاء شديد * لفداء الحبيب و ابن الحبيب « 8 » لفداء الاغر ذى الحسب الثا * قب و الباع و الكريم النجيب « 9 » ان تصبك المنون فالنبل تبرى * فمصيب منها و غير مصيب « 10 » كل حى و ان تملى بعمر * آخذ من مذاقها بنصيب « 11 » ابو طالب از محمد كه هنوز دوران خردسالى را مىگذراند ، استسقا كرد . ابن عساكر روايت كرده است كه مكيان دچار قحطى شدند . پس ابو طالب با كودكى كه گويى چون خورشيد از لابهلاى ابرهاى متراكم و تيره مىتابيد ، بيرون آمد . ابو طالب كودك را گرفت و پشتش را به كعبه چسبانيد و كودك با انگشتانش ( پردهء كعبه ) را گرفت . هيچ پارهء ابرى در آسمان به چشم نمىخورد اما ناگهان ابرها از اين سو و آن سو روى آوردند و پرباران شدند و زمين را سيراب كردند . ابو طالب در اين باره مىسرايد :
--> ( 7 ) بردبار باش فرزندم كه بردبارى خردمندانهتر است و هر زندهاى سرانجامش ، گورهاست . ( 8 ) ما تو را ارزانى داشتيم كه آزمون براى فدا شدن در راه حبيب و فرزند حبيب بس سنگين است . ( 9 ) براى فدا شدن در راه ( انسانى ) گزيده و شرافتمندانه و تابناك و بزرگ و نجيب . ( 10 ) اگر مرگ تو را رسد به بزرگوارى نايل آمدهاى كه ( تير ) مرگ گاه بر نشانه نشيند و گاه ننشيند . ( 11 ) هر زندهاى هر چند كه عمر و زندگانى را براى او نوشته باشند ( عاقبت ) از مزهء مرگ بهرهاى خواهد برد .