السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
226
سيره معصومان ( فارسي )
كه ناگهان دشمن يكپارچه بر ما هجوم آورد و مسلمانان گريختند و هر يك ، بىتوجه به ديگرى ، به سويى رفتند . رسول خدا ( ص ) به سمت راست رفت و فرمود : اى مردم به سوى من بياييد ! من رسول خدا محمد بن عبد اللّه هستم . اما هيچ كس نزد آن حضرت نيامد . ابن قتيبه در المعارف گويد : در روز حنين كسانى كه پس از فرار مسلمانان با رسول خدا ( ص ) پابرجا ماندند ، على بن ابى طالب و عباس بن عبد المطلب و فرزندش و فضل بن عباس بن عبد المطلب و ايمن بن عبيد ، فرزند ام ايمن آزاد كردهء رسول خدا ( ص ) و دايهء آن حضرت ، بودند . ايمن در آن روز كشته شد . همچنين ربيعة بن حارث بن عبد المطلب و اسامة بن زيد بن حارثه در كنار رسول خدا ( ص ) باقى ماندند . عباس بن عبد المطلب ( دربارهء آن روز ) اين ابيات را خواند : نصرنا رسول اللّه فى الحرب سبعة * و قد فر من قد فر منهم و اقشعوا و ثامننا لاقى الحمام بسيفه * بما مسه فى اللّه لا يتوجع هفت تن بوديم كه رسول خدا را در جنگ يارى داديم و كسانى از ( مسلمانان ) گريختند و پراكنده شدند . و هشتمين ما به شمشير خويش مرگ را به شمشير خويش بدانچه در راه خدا به دو رسيد ، بىدرد و ناله ، ديدار كرد . مقصود وى از هشتمين نفر ابن عبيد است . شيخ مفيد گويد : ( در جنگ حنين ) جز ده نفر در كنار پيامبر ( ص ) نبودند كه نه تن آنان منحصرا از بنى هاشم بودند و دهمين نفر ايمن بن ام ايمن بود . ايمن كشته شد و نه نفر هاشمى باقى ماندند . تا اين كه كسانى كه گريخته بودند يكايك بازگشتند و دوباره به هم پيوستند و بر مشركان حمله بردند . در اين باره اين آيه نازل شد : « وَ يَوْم حُنَيْن إِذْ أَعْجَبَتْكُم كَثْرَتُكُم فَلَم تُغْن عَنْكُم شَيْئاً وَ ضاقَت عَلَيْكُم الْأَرْض بِما رَحُبَت ثُم وَلَّيْتُم مُدْبِرِين ثُم أَنْزَل اللَّه سَكِينَتَه عَلى رَسُولِه وَ عَلَى الْمُؤْمِنِين وَ أَنْزَل جُنُوداً لَم تَرَوْها . » « 254 » شيخ مفيد مىنويسد : مقصود از مؤمنين در اين آيه على ( ع ) و آن عده هاشمى مىباشد . ممكن است مقصود كل مؤمنانى باشند كه پس از گريز ؛ دوباره بازگشتند . شيخ مفيد گويد : آنان هشت تن بودند و على ( ع ) نهمين آنان بود كه جلو چشم رسول خدا ( ص ) شمشير مىزد و عباس بن عبد المطلب ، سمت راست رسول خدا ( ص ) و فضل بن عباس ، سمت چپ آن حضرت شمشير مىزد و ابو سفيان بن حارث بن عبد المطلب . موقعى كه استر آن حضرت رميد ، زين استر را گرفته بود . باقى نيز گرداگرد آن حضرت بودند و نوفل بن حارث بن عبد المطلب و
--> ( 254 ) توبه / 25 و 26 ؛ و نيز در روز حنين آنگاه كه انبوهى لشكرتان شما را به شگفت آورده بود ولى براى شما سودى نداشت و زمين با همهء فراخيش بر شما تنگ شد و بازگشتيد و به دشمن پشت كرديد . آنگاه خدا آرامش خويش را بر پيامبرش و بر مؤمنان نازل كرد و لشكريانى كه آنها را نمىديديد ، فرو فرستاد .