السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
218
سيره معصومان ( فارسي )
بود به گرد كعبه طواف كرد . بنا بر روايتى اطراف خانهء كعبه سيصد و شصت بت بود كه هر يك به قبيلهاى اختصاص داشت . آن حضرت هرگاه بر بتى مىگذشت ، با چوبدستى كه داشت به آن اشاره مىكرد و مىفرمود : « جاءَ الْحَق وَ زَهَق الْباطِل إِن الْباطِل كان زَهُوقاً . » آن حضرت از روبهرو به هيچ بتى اشاره نمىكرد مگر آن كه آن بت به پشت مىافتاد و يا از پشت به هيچ بتى اشاره نمىكرد جز اين كه بت از روى بر زمين سرنگون مىشد . بزرگترين بت ، هبل بود كه در برابر كعبه جاى داشت . در روايتى آمده است : آن حضرت با كمانى كه در دست داشت ؛ به چشم هبل مىكوبيد و آيهء « جاءَ الْحَق » را مىخواند . سپس فرمود آن را بشكنند . مقام ( ابراهيم ) چسبيده به كعبه بود آن حضرت در پس آن ، دو ركعت نماز گزارد سپس دستور داد آن را در جاى خودش بگذارند . آنگاه در گوشهاى از مسجد بنشست و بلال را سراغ عثمان طلحه فرستاد تا كليد كعبه را بياورد . چون بلال كليد را آورد ، رسول خدا ( ص ) در كعبه را گشود و در آنجا دو ركعت نمازگزار و آنگاه در حالى كه كليد به دستش بود ، دو طرف در را گرفت و براى مردم به سخنرانى پرداخت و گفت : « لا إله الا اللّه وحده لا شريك له صدق وعده و نصر عبده و هزم الاحزاب وحده . » بدانيد كه هر خونى و مالى و افتخار موروثى كه در روزگار جاهليت بوده است ، زير پاهاى من نهاده شده مگر خادمى كعبه و سقايت ( آب دادن ) حاجيان . آنگاه فرمود : اى جماعت قريش ! خداوند باد و بروت جاهليت و نازش به پدرانتان را از شما دور ساخت . مردم همه از آدمند و آدم از خاك . آنگاه اين آيه را خواند : « يا أَيُّهَا النَّاس إِنَّا خَلَقْناكُم مِن ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُم شُعُوباً وَ قَبائِل لِتَعارَفُوا إِن أَكْرَمَكُم عِنْدَ اللَّه أَتْقاكُم » . « 253 » اى جماعت قريش ! و اى اهل مكه ! من با شما چه كار كنم ؟ گفتند : تو برادرى گرامى و پسر برادرى بزرگوار هستى . پيغمبر ( ص ) فرمود : پس برويد كه شما آزاد هستيد . بدين ترتيب پيامبر ( ص ) آنها را آزاد كرد حال آن كه خداوند به وى اين فرصت را داده بود كه گردن آنها را بزند . به همين علت اين آزادشدگان به « طلقاء » موسوم شدند . سپس پيامبر ( ص ) عثمان بن طلحه را فراخواند و كليد كعبه را به دو سپرد و گفت : اى بنى طلحه اين كليد را بگيريد . اين كليد همواره پيش شماست و جز ستمگر كس ديگرى آن را از دست شما بيرون نخواهد كرد . خادمى كعبه پس از عثمان به برادرش شيبه رسيد و تا امروز نيز اين مقام در ميان آنها موروثى است . اينان معروف به بنى شيبه هستند و از تبار طلحة بن ابى طلحه عبدرى پرچمدار قريش در روز احد مىباشند كه به دست امير المؤمنين على ( ع ) كشته شد . آن حضرت سقايت ( آب دادن به حاجيان ) را به عباس بن عبد المطلب محوّل كرد . اين وظيفه قبلا بر عهدهء پدر عباس يعنى عبد المطلب بود و پس از عباس نيز فرزندش عبد اللّه آن را عهدهدار گرديد . براى آب دادن حاجيان ، حوضهايى از
--> ( 253 ) حجرات / 13 ؛ اى مردم ما شما را از مرد و زن بيافريديم و جماعتها و قبيلههايتان كرديم تا يكديگر را بشناسيد همانا گرامىترين شما در پيشگاه خدا پرهيزگارترين شماست .